كه : اين روز را پورارتك گويند ، و اين هشتم پالگن باشد . اندرين روز از بهر برهمنان طعامها سازند از آرد و روغن گاو . از هر گونه طعام بديشان دهند تا بخورند تبرك را .
كو : اين روز را « او داد » گويند ، و اين روز اندر استقبال پالگن باشد ، و اين عيد زنان است ، و اين را « هولى » [ 1 ] نيز گويند . مغاكها بجويند ، و اندران مغاكها آتشها قوى بيفروزند ، و او را « چاماهه » گويند ، و پس از آتش بهر جانبى بيندازند [ 2 ] بيرون ده .
كز : و چون او داد بگذرد ، ديگر شب از وى « شوراتر » [ 3 ] گويند ، اندرين شب همه شب بيدار باشند و نخسپند و خدمت مهاديو كنند ، و بويهاء خوش و سپر غمها [ 4 ] هديه برند .
كح : اين روز را پويتن گويند ، و اين روز بيست و سيوم پالگن باشد ، اندر و برنج خورند با روغن و شكر . [ 343 ] اين مقدار يافتم از عيدهاى ايشان كه ياد كردم . اين بود تمامى عيدها كه ياد كرديم از آن پنج امت چون : مسلمانان و جهودان و ترسايان و مغان و هندوان . و تمام شد مقالت عيدها و شرحهاى آن . و از پس ازين سخن اندر معارف و انساب گويم ، و توفيق از خداى عز و جل خواهم بتمامى آن .
انه خير موفق و معين
هامش
[ ( 1 - ) ] كتاب الهند : دهوله ، در محاوره عامهء هند هولى تا كنون مشهور است .
[ ( 2 - ) ] ب : بيندازند . در اصل پديد آرند به نظر مىآيد . چون در كتاب الهند : يرمون بها الى خارج القريه است ، بنابران ضبط ب مرجح است .
[ ( 3 - ) ] هر دو : سورات ؟ كتاب الهند : شوارتر .
[ ( 4 - ) ] هر دو : سرغمها ؟ ولى سپرغم صحيح و ترجمهء الرياحين كتاب الهند است .