روز طعامهاء شلغم [ 1 ] خورند .
كج : اين را هتريج [ 2 ] گويند ، و اين سديگر ماگ بود ، و اين عيد زنان باشد ، بر نام گور [ 3 ] كنند ، همه گرد آيند بخانهاى آن مهتران خويش ، نزديك بت گور ، [ 4 ] و پس اندر گرداگرد او جامههاى فاخر بنهند [ 342 ] و عطرهاى خوشبوى [ 5 ] و خورشهاى پاكيزه ، و اندر هر مجمعى كه اين عيد بكنند ، بايد كه صد و هشت پاره اوانى نهاده باشد ، همه پر آب كرده ، تا آن آب سرد شود ، و بدان آب خويشتن را بشويند چهار بار از ارباع اين شب .
پس ديگر روز صدقه دهند ، و عروسيها [ 6 ] و مهمانيها پيوسته كنند . [ 7 ] و اندرين ماه ، زنان خويشتن را بر عموم ، به آب سرد بشويند ، و اندر آخر اين ماه ، روز بيست و نهم ، بدان وقت كه از شب يك ساعت و خمس مانده باشد ، اندر آب شوند ، و هفت بار به آب فرو شوند .
كد : اين مانسرتگ [ 8 ] روز بيست و سيوم ماگ باشد ، و او را « ماهاتن » [ 9 ] نيز خوانند . اندرين روز ، مهمانيها كنند ، و طعام از گوشت و ماش سياه بزرگ دانه سازند .
هامش
[ ( 1 - ) ] اصل : شلغم خوب خوانده نميشود . ب : ندارد : كتاب الهند : ياكلون فيه السجلم .
[ ( 2 - ) ] هر دو : دو حرف آخر نقاط ندارد ، كتاب الهند : هتريج :
[ ( 3 - ) ] هر دو اكورا ؟
[ ( 4 - ) ] هر دو : كورا ؟
[ ( 5 - ) ] اصل : و عطرهاى و خوشبوى ؟ ب : و عطرهاى و خوشبوىها . كتاب الهند : العطر الطيب .
[ ( 6 - ) ] ب : عروسها ؟
[ ( 7 - ) ] هر دو : كند ؟
[ ( 8 - ) ] ب : مانسوتك ؟
[ ( 9 - ) ] ب : هاماتن ؟ كتاب الهند : ماهاتن .