كه پنجاه و سه رود آنجا گرد آيد ، و آن را ترنجاى [ 1 ] گويند . آب اندرين دو روز سپيد گردد ، و ايشان چنين گويند : كه مهاديو خويشتن را بدان آب اندران روز بشويد .
يج : اين روز را ديوالى گويند ، و او اول كارتك [ 2 ] باشد ، و اين روز اجتماع باشد اندر برج ميزان . اندرين روز خويشتن را بشويند و برگ تنبول و فوفل هديه برند يك ديگر را ، و به ديوهرها [ 3 ] شوند و صدقه دهند و بازى كنند و شادى نمايند تا نيم روز . و اندرين شب بسيار چراغها بيفروزند بهر جاى ، چنان كه هوا روشن گردد و سبب اين آن بوده است ، كه لچمى [ 4 ] [ 341 ] زن باسديو با - بل بن بيروجن بن برهلاد ، [ 5 ] كه اندر هفتم زمين محبوس است ، هر سال اندرين روز بيرون آيد ، و بدين جهان آيد ، و آن روز را « بل راج » گويند يعنى پادشاهى بل .
و چنين گويند : كه او اندر « ستجك » [ 6 ] بوده است يعنى زمانهء نيكى . ( و ) ما نيز شادى كنيم و نيكى كنيم با مردمان ، مانند زمانه . و اندرين ماه از پس استقبال ميهمانيها سازند ، و زنارداران [ 7 ] را بيارايند .
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : ترتجاى ؟ در كتاب الهند : ترنجاى .
[ ( 2 - ) ] هر دو : كاتك ؟ كتاب الهند : كارتك .
[ ( 3 - ) ] هر دو : و بديوارها ؟ در كتاب الهند ( 49 ) گويد : و يركبون الى الديو هرات للتصدق . و ديوهرا در سنسكريت بمعنى بتكده و پرستشگاه بت است ( قاموس هندى ) .
[ ( 4 - ) ] هر دو : لجمى . كتاب الهند : لكشمى . در كتب هندى باملاى لچمى هم ضبط شده .
[ ( 5 - ) ] كذا در هر دو . ولى در كتاب الهند در اين جا بن بر هلاد نيست . و در جاى ديگر 307 بر هراد است .
[ ( 6 - ) ] هر دو : ستجك . ولى در كتاب الهند 490 كرتاجوك است كه عبارت از 4800 سال باشد ( ص 313 ) و آن را زمان خير و خوشى و آبادى مىشمردند . ولى كلمهست كه در متن آمده در سنسكريت بمعنى نيرو و آسانى و نيكى و خير بود ( قاموس هندى ) كه مفهوم همان كريتا باشد .
[ ( 7 - ) ] كذا در هر دو ؟ ولى در كتاب الهند چنين است ص 490 : و فى هذا الشهر اذا انقضى الاستقبال ، اقاموا الضيافات و زينوا النساء . ممكن است صحيح آن چنين باشد : و زنان را در آن بيارايند .