و چنين گويند ايشان ، كه آن [ 1 ] چوب مهاديو فرستد ، و خاصيت آن چوب آنست ، كه اگر كسى قصد كند كه آن چوب را بگيرد نتواند گرفت ، و اين بدست نيايد . و بعضى از اهل كشمير گويند : كه اين از حوض بر آيد ، كه او را كوديشهر گويند ، و اين حوض بر چپ آب بهت است . و اين اندر نيمهء بيساك باشد بقول اهل كشمير . و ممكنتر باشد ، زيرا كه بيساكه وقت آب خيز باشد . و اين نزديكست بدانچه بگرگان است ، كه هر سال بوقت آب خيز ، چوبى در مقدار دو مرد بالاى ، از آب بر آيد و چند روز بباشد [ 2 ] و ناپيدا شود ، كه هيچكس را دست به دو نرسد .
و چنين شنيدم ، كه قابوس بن و شمگير [ 3 ] زنجيرى ساخت ، بفرمود تا بينداختند و اندران چوب افكندند ، و آن را محكم ببستند ، روز ديگر نگاه كردند بر جاى بود [ 4 ] و چوب ناپيدا شده بود .
و هم جيبشرم گفت : كه اندر حدود سوات [ 5 ] اندر كوههاى ناحيت گيرى [ 6 ] جاييست
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : از چوب ؟
[ ( 2 - ) ] هر دو : نباشد ؟
[ ( 3 - ) ] شمس المعالى ابو الحسن قابوس بن وشمگير بن زيار پادشاه چهارم آل زيار كه از 366 ه .
تا مرگش 403 ه . حكمرانده است . اما اين قصه در كتاب الهند نيست و سماع خود گرديزيست .
[ ( 4 - ) ] ب : ببستند بر جاى بود .
[ ( 5 - ) ] اكنون هم به همين نام در حدود صد ميلى شمال شرقى پشاور موجود است ولى نهايت كوچك گشته و گيرى در آن شامل نيست .
[ ( 6 - ) ] در هر دو نسخه و كتاب الهند كيرى است ، بموجب تاريخ بيهقى مقتل سلطان مسعود بن محمود بود ، و طورى كه در فصل غزنويان تصحيح شد ، اين همان جاييست كه اكنون گهرى گويند و در دامنه كوهسار كاغان و بر كنار درياى كونار افتاده و در نهايت شرقى وادى پكهلى واقع است كه اين وادى در زمان قديم در حصص شرقى سوات شمرده ميشد . ( براى شرح رك : تعليقات طبقات ناصرى بقلم نگارنده ج 2 ر 362 و 411 ) .