منزل باشد ، اندرين وقت نزديك استقبال باشد ، و اندرين وقت صدقه دهند بنام پدران پانزده روز .
يب : اين روز را هر بالى [ 1 ] گويند سديگر پهادرپت [ 2 ] باشد ، و اين عيد زنان باشد .
چنان سازند كه بگيرند چيزى از خنورها ، [ 3 ] و از هر تخمى اندرو بكارند ، [ 4 ] و چون برسته باشد ، اندرين روز بيارند و گل و بوىهاى خوش بر وى افكنند ، و همه شب بازى كنند .
چون بامداد باشد بيايند با آن نبات تا بسر حوضها ، و آن نبات را بشويند و خويشتن را بشويند ، و پس صدقه دهند [ 339 ] .
يج : گابهت بود ، و اين روز ششم بود ، كه اندرين روز زندانيان را طعام دهند .
يد : دروب هر روز هشتم بود ، كه ماه نيم قرص خويش گردد . اندرين خويشتن را بشويند ، و دانگوها [ 5 ] رسته كنند ، و اندرين روز دانگوها خوش سازند و بخورند و فرزندان را ندهند ، و اين عيد كه زنان كنند از بهر طلبيدن فرزند را كنند تا بار گيرند .
يه : بربت اين روز پانزدهم [ 6 ] بهادرپت [ 7 ] باشد . اندرين روز ريسمانى سازند دراز ، در مقدار بالاى بت سادن ، [ 8 ] و آن ريسمان ملمع را بربت خوانند . پس آن ريسمان را بنزديك
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : هر بال . كتاب الهند : هر بالى :
[ ( 2 - ) ] هر دو : بهادرب ؟
[ ( 3 - ) ] اصل : چيزى از هر جانورها ؟ ب : از جانورها ؟ در كتاب الهند : يزرعن فى الزنابيل است ، چون خنور هم معنى ظروف خانگى دارد ، و جانور در اين جا وفقى نميدهد ، تصحيح شد .
[ ( 4 - ) ] هر دو : بكاراند ؟
[ ( 5 - ) ] هر دو : مكررا : دانگورها ؟ ولى دانگو بمعنى حبوباتست در كتاب الهند هم يتناولون الحبوب المنبوتة است .
[ ( 6 - ) ] كتاب الهند : روز يازدهم .
[ ( 7 - ) ] هر دو : بها درب ؟
[ ( 8 - ) ] سادن : نگهبان معبد .