ج : اين روز را چيترجشت گويند ، و اين عيديست كه شادى كنند بر نام بهگبت [ 1 ] و اندر و سرها بشويند [ 337 ] و صدقه دهند .
د : اين گورتر عيد زنان باشد بنام گور دختر كوه هماجل [ 2 ] و اوزن مهاديو بوده است . اندرين روز سر بشويند ، و خويشتن را بيارايند ، و نام او اندر سخن گويند ، و چراغها بيفروزند ، و تقرب [ 3 ] كنند ببوى خوش ، و هيچ نخورند ، و اندر واديج [ 4 ] بازى كنند . و چون روز بود صدقه دهند و طعام بردارند .
واديج [ 5 ] ريسمان درازيست كه بر چوبى بستهاند ، و بر ميان اين ريسمان تخته يا گهواره بستهاند ، و بتان را در ميان آن تخته يا گهواره نهند ، و آن را واديج [ 6 ] خوانند و گاه مردان و زنان ( و ) كودكان بر آن تخته نشينند ، [ 7 ] و آن را بجنبانند ، و آن را در فارسى گاز گويند .
ه : اين روز بسنت اندر دهم بيساك ( باشد ) اندرين روز برهمنان بصحرا بيرون شوند با پادشاهى حاضر باشند ، و آتشهاى بزرگ بيفروزند [ 8 ] هر جاى چهار آتش ، و آن
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : بهكت ؟ كتاب الهند : بهگبت ؟ ولى بهگت يا بهكتTAGAHBبمعنى درويش مربوط به طبقهء مذهبى است ( قاموس هندى 142 ) در كتاب الهند 211 بهگه بنته معبوديست كه بموجب مچپران در جزيره شاه لمل ديب پرستيده مىشود . شايد مراد گرديزى هم همين معبود باشد .
[ ( 2 - ) ] كذا در هر دو : در كتاب الهند : بنت جبل هممنت است ، و اين كوه يكى از جبال معروف هندو پوشيده به برف و مخرج درياها بود ( ص 262 ) .
[ ( 3 - ) ] هر دو : نعرب ؟ كتاب الهند : و يقربن الطيب .
[ ( 4 - ) ] هر دو : ددازبخ ؟ كتاب الهند : و يتلاعبن بالارجوحه .
[ ( 5 - ) ] هر دو : داربح ؟ بدون نقاط .
[ ( 6 - ) ] هر دو : داربيخ ؟
[ ( 7 - ) ] هر دو : نشيند ؟
[ ( 8 - ) ] در اين جا بعد از بيفروزند حروفى به شكل ( بحهارى ؟ ) نوشته شده ، ولى كاتب آن را با علايم خاص حك كرده ، كه كاتب نسخهء ب نا فهميده آن را در متن خود نقل كرده است .