قربان يك بر همنى باشد تا چهار برهمن بود بعدد چهار بيد . پس روز شانزدهم باز گردند ، و اندرين ماه شب با روز برابر شود ، و ايشان آن را به حساب نگاه دارند ، و آن روز عيد كنند ، و برهمنان اندران روز مهمانيها كنند .
و : اين روز اول جيرت [ 1 ] باشد ، كه روز اجتماع باشد . اندرين روز عيد كنند ، و نوباوهء كشت را بگيرند ، و اندر آب اندازند بر سبيل تبرك ، و شاديها كنند . روپ پنجه اندر استقبال جيرت [ 2 ] باشد ، و اين عيد زنان باشد .
ز : ماه اشار [ 3 ] اندر آيد ، همه ماه صدقه دهند ، و اين را آهارى خوانند ، و اندر وى همه اداتها و خنورهاى [ 4 ] سفالينه نو كنند ، و اندر استقبال سرابن [ 5 ] مهمانيهاى برهمنان بود ، و آن را چون عيدى دارند .
ح : مهانفمى يعنى روز هشتم اشوجج [ 6 ] بود ، كه ماه اندر منزل [ 338 ] مول بود نوزدهم منزل يعنى شوله . [ 7 ] ابتدا كنند مكيدن نيشكر را ، و اين مهانفمى [ 8 ] خواهر باسديو بوده است . به نوباوهء قصب سكر قربان كنند ، و بنزديك آن بت برند . بهگبت خوانند و
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : چته ؟
[ ( 2 - ) ] هر دو : چت ؟
[ ( 3 - ) ] هر دو : اسار ؟
[ ( 4 - ) ] هر دو : و صودهاى ؟ كتاب الهند : و فيه تجدد الاوانى خنور بر وزن تنور آلات و ضروريات خانه و ظروف باشد ( برهان ) و بنابران در متن آورده و تصحيح شد .
[ ( 5 - ) ] هر دو : سرابن ؟ در سنسكريت شراوينNAVARHSيا سراون هر دو ماه ساون است ( قاموس هندى ) كتاب الهند : شرابن .
[ ( 6 - ) ] هر دو : آسوج ؟ كتاب الهند : اشوجج .
[ ( 7 - ) ] شوله : يكى از منازل قمر ( برهان ) .
[ ( 8 - ) ] هر دو : مها نفى ؟