تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
است ، و اندر كتب مجلد است ، اما به هيچ جاى نيامده است ، كه هندويى همه جهان بگرفت . و ليكن جز هندوستان را جهان ندانند ، و چون كسى همه هندوستان بگيرد گويند همه جهان او دارد . [ 1 ] ب : اين روز را هندولى [ 2 ] گويند ، و اين عيديست ايشان را كه همه بر « ديو هر باسديو » گرد آيند [ 3 ] و آن بغ [ 4 ] اندر واديج [ 5 ] نهند و همى جنبانند ، چنان كه رسم واديج [ 6 ] باشد . و بخانه‌هاى خويش اندرين روز همچنين واديجها [ 7 ] افگنند و شادى كنند ، و چون استقبال اين ماه نباشد ، آن را بهند گويند ، و آن روز عيد زنان باشد ، خويشتن را بيارايند ، و پس شوهران خويش آيند و از ايشان هديه خواهند .
هامش
[ ( 1 - ) ] چون در سنه 1037 ه . شهزاده خرم پسر جهانگير تيمورى در آگرهء هند بر تخت نشست و « شاه جهان » ناميده شد . شاعرى گفت : « هندو جهان ز روى عدد چون بود يكى * شه را خطاب شاه جهانى مبرهنست » كلمات هندو جهان هر دو به حساب جمل ( 59 ) است . [ ( 2 - ) ] هر دو : هندو بلى ؟ در كتاب الهند كه مأخذ اين مبحث است هندولى است . [ ( 3 - ) ] هر دو : كردانند ؟ كتاب الهند : يجتمعون فيه على ديو هرباس ديو و يرجحون صنمه كما كان يفعل به فى الارجوحة و هو صبى . [ ( 4 - ) ] اصل : بخ ؟ ب مخ ؟ بغ در السنهء قديم آريائى بمعنى خدا بود ، و بت را هم بغ مىگفتند ( برهان ) چون در كتاب الهند صنم است ، بغ در متن نوشته شد . [ ( 5 - ) ] اصل : دارسخ ؟ ب ، دارمح ؟ چون در متن كتاب الهند الارجوحة و يرجحون است و مراد از آن گاز و گازه باشد ، كه آن بت را مانند كودك گاز ميدادند ، پس كلمهء ممسوخ را به واديج تصحيح كردم ، و اين كلمه واذيج يا باديج ( و گاهى وازنج ؟ ) هم ضبط شده و مراد از آن ريسمانى باشد ، كه بر درخت يا چوب آويزند و در آن گاز خورند و به عربى ارجوحه گويند . [ ( 6 - ) ] اصل : داربح ؟ ب : دارسح ؟ [ ( 7 - ) ] اصل : و از بجها ؟ ب : و از نحها ؟
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 533 | عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى ) / عبدالحى حبيبى