خبوشان در روز جنگ كرده بودند ، سردار در مقام بازخواست درآمده يكهزار و هفتصد نفر از ايشان را به قتل رسانيده ، سركردههاى آنها را مقيد و محبوس به مشهد آورده دوازده هزار تومان اهل چمشكزيك را گذرانيده ، محصلان غلّاظ و شدّاد تعيين نموده كه به خبوشان رفته بقيه را گرفته به مشهد مقدس آورده ، در عوض قناديل و ظروف طلا و نقره كه فتحعلى خان از سركار حضرت شكسته ، به آن جماعت داده بود بسازند . از آن جمله پنج هزار تومان محصلان وصول آورده ، بعضى قناديل و اسباب ساخته چگونگى را به درگاه عرض و روانهء هرات گرديدند . [ 401 ]
مقدمهء رفتن صفى قلى خان به هرات و باقى وقايع
مقدمهء رفتن صفى قلى خان به هرات و شكست خوردن و كشته شدن او ، آنكه بعد از فتح اوزبكيه و مقدمهء نيشابور در كمال استقلال و استعداد و عظمت وارد مشهد مقدس و به سبب غرور و نخوت زياد و استعداد و قشون بسيار با خوانين و سلاطين و سركردهها و اعزه و اعيان مشهد مقدس و سپاه بدسلوكى بسيار كرده ، جمعى از رؤسا و غيره را در مشهد مقدس به قتل رسانيده همه وقت تهديدات به سركردهها مىنمود كه بعد از فتح اكثرى را خواهم كشت و چنين و چنان خواهم كرد . و بسيار سفاك و بد سلوك بود .
غرض كه به استعداد و استقلال زياد از حد از مشهد مقدس روانهء هرات گرديده ، سعدالله نيز به ضابطهء خود كه مكرر كرده بود ، تدارك قشون خود را ديده استقبال قزلباش نموده به كافر قلعه آمده ، چون قلعه و باغات و دهكده و منزل مزبور در دو طرف راه واقع و جاده در وسط افتاده و باغات از دو طرف در كنار راه است ، شب « 1 » جمعى از تفنگچيان افغان را در عقب ديوارهاى باغات فرستاده كه ديوارها را سوراخ كرده ، مزقلها « 2 » ساخته و در عقب هر سوراخى جمعى تفنگچى در بسقو نشسته و صفى قلى خان از زيادتى قشون و سپاه و بسيارى توپخانه و قورخانه و غرورى كه داشته ، سوداى مفرطى نيز به هم رسانيده كسى را نيز راه عرض و جرائت گفتگو نبوده ، متوجهء حيله و تعبيه كه سعدالله مردود كرده بود نگرديده آمده در منزل مزبور فرود آمده ، روز ديگر طرف « 3 » صبحى كه حركت كرده به محاذات باغات رسيده افغان نيز آمده پيش روى او دو طرف محاذى باغات را گرفته تا چاشتى مشغول جنگ بوده بسيارى از قزلباش به قتل رسيده ،
هامش
( 1 ) - آ : شب افتاده است
( 2 ) - ملى : خزقلها
( 3 ) - آ : ف افتاده است