حكومت قبول و هر دروازه را يكى اعزه و سركشيكان متوجهء محافظت آن شده ، باقى اهل شهر را بر بروج تقسيم نموده هر برجى را جمعى متوجه بوده ، مشغول به قلعهدارى گرديده تا چهل روز شهر محاصره بود و همه روزه افاغنه يورشهاى عظيم آورده ، شبها شبيخون به قلعه آورده آنچه لازمهء ايستادگى بود در گرفتن قلعه كرده ، به اعجاز جناب حضرت عليه السلام هر مرتبه جمع كثيرى از افاغنه به ضرب توپ و تفنگ اهل قلعه به قتل رسيده ، به فضل الهى و شفقت حضرت ، دستى به قلعه نيافته بالاخره خائب و خاسر طبل كوچ زده از مشهد حركت كرده بر سر نيشابور رفته حوالى نيشابور را تاخت نمود . از جمله قلعهء قدمگاه را محاصره نموده در اندك وقتى قلعه را به سبب بىآبى و تشنگى اهل آن گرفته قلعه را خراب كرده ، اهل آن را كه سادات بودند تمامى را اسير و قتيل و مراجعت به هرات نموده .
در ذكر آمدن صفى قلى خان تركستان اوغلى به سردارى به خراسان و محاربهء با اوزبكيه و فتح او ، آنكه بعد از رسيدن اخبار مزبوره به اصفهان ، [ شاه سلطان حسين ] سردارى خراسان را به صفى قلى خان تركستان اوغلى « 1 » كه داروغهء اصفهان بود شفقت فرموده « 2 » و توپخانه و خزانه و قشون بسيار از عراق و آذربايجان و خراسان به او داده مأمور به خراسان و تسخير هرات گرديده روانه شده . چون به حوالى نيشابور رسيده اوزبكيهء شوميه نيز كه بعد از خبر رسيدن افغان « 3 » به مشهد و كشته شدن فتحعلى خان ، به ارادهء تاخت مشهد مقدس جمعيت نموده بودند ، دوازده هزار كس به سركردگى نياز ايناق انالق به تاخت آمده در سنهء 1129 ق / 1717 م از اتفاقات با ورود سردار به نيشابور ، اوزبكيه نيز به تاخت آمده در قريهء كفكى محال معدن فيروزه تلاقى فريقين شده ، در دوازدهم شهر ربيع الاولى محاربه و جنگ عظيمى شده اوزبكيه شكست عظيم خورده ، يك هزار و پانزده نيزه سر در معركه جنگ از اوزبكيه گرفته ، بقية السيف آن طايفه فرار نموده سر راه بر ايشان گرفته به اطراف متفرق شده ، از هر سمت كه رفتهاند مردم آنجا جمعيت نموده سر راه بر ايشان گرفته ، جمع كثيرى اسير و قتيل نموده . آنچه به تواتر رسيده از جملهء دوازده هزار ، هفتصد كس از آن جماعت ضاله به اورگنج « 4 » رسيده بودند و بعد از فتح « 5 » مزبور به سبب اندك تهاونى كه جماعت چمشكزك « 6 »
هامش
( 1 ) - نم و ملك : مشهور بتركستان اوغلى
( 2 ) - ملى ، ملك : فرموده افتاده است
( 3 ) - آود : رسيدن خبر افغان بمشهد
( 4 ) - ملى : در گنج
( 5 ) - ملى : فتح افتاده است
( 6 ) - ملى : چموش كزك ، ملك : چشمكزك