« پدرم نمك به حرامى كرده خير نديده و من خانهزاد « 1 » اين اوجاقم » و سر سعدالله را با سرهاى چند نفر از سركردههاى ابدالى فرستاده ، امرا نيز قبول اين معنى كرده رقم و خلعت به جهت محمود فرستاده ، حكومت قندهار را حسب الرقم به محمود داده به خاطر جمع در قزوين نشستند . [ 402 ]
در ذكر حركت نواب مالك رقاب از قزوين و آمدن به طهران ، آنكه بعد از رسيدن عريضهء محمود و فرستادن رقم و خلعت و تفويض حكومت قندهار به محمود ميرزا « 2 » ، در غرهء ذالحجهء سنهء 1132 ق / 1720 م از قزوين حركت كرده روانهء طهران شده ، نقل مكان به باغ سليمان آباد « 3 » كه « 4 » در بيرون شهر است نموده ، چند روز در باغ مزبور توقف فرموده به سبب گفتگو و منازعه كه ميانهء احمد آقاى خواجه يوزباشى غلامان خاصه كه بسيار معتبر و مقرب بود و فتحعلى خان وزير اعظم در مجلس در حضور نواب مالك رقاب شده ، احمد آقا به اعتبار غرور و تقرب زيادى كه داشت ، حرفهاى ركيك درشت نسبت به فتحعلى خان گفته و قهرآلود از مجلس بيرون آمده به آن جهت نواب اشرف را نيز از بىادبيهاى او ناخوش آمده ، فتحعلى خان نيز بعد از بيرون آمدن « 5 » از مجلس عريضهء استعفا نوشته . به هر تقدير كه روز ديگر طرف صبحى نواب اشرف الله ويردى بيگ ناظر سركار خاصه [ را ] طلبيده فرمودند احمد آقا را گرفته محبوس نموده به شيراز فرستادند و مال او را به جهت سركار ديوان ضبط و منصب يوزباشيگرى او را به محمد آقاى خواجه كه ناظر مسجد جامع مشهد مقدس و از مشهد طلبيده بودند دادند و [ كمترين در خدمت ايشان و رتق و فتق امور ايشان ( و ) وزارت آن سركار نيز با « 6 » ] كمترين بود و محمد رضا آقاى خواجه را مهتر رخت فرمودند و روانهء طهران گرديده عيد قربان را در چمن قوهه كه محال ساوجبلاغ « 7 » قزوين است كرده ، در غرهء محرم سنهء 1133 ق / 1720 م « 8 » وارد بلدهء طهران گرديده به سبب اختلاف امرا كه آيا به خراسان بروند يا به اصفهان در طهران توقف فرمودند [ 403 ]
هامش
( 1 ) - ملى : خانه داده
( 2 ) - آ : ميرزا افتاده است
( 3 ) - ملى : نام باغ افتاده است
( 4 ) - د : كه افتاده است
( 5 ) - آ : از افتاده است
( 6 ) - آ : درون قلاب افتاده است
( 7 ) - ملك : ساروخ بلاغ
( 8 ) - آ : 1132