تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
رسانيده . سعدالله نيز چون ملاحظهء عقب سرخود « 1 » نموده چاره‌اى به غير از برگشتن و جنگ نديده ، لاعلاج و ناچار با معدودى افغان كه با او بودند برگرديده ، دست از جان شسته مشغول حرب شده . از قضاياى فلكى اول كسى كه در آن جنگ به قتل رسيده فتحعلى خان بوده ، بعد از آن جمعى كه با او « 2 » بوده‌اند تمامى كشته شده . سعدالله مظفر و منصور برگرديده . در وقتى كه قشون قزلباش تمامى متفرق و مشغول به جمع‌آورى مال و اسباب افغان گريخته « 3 » بوده‌اند ، غافل بر سر ايشان ريخته جمع كثيرى از قزلباش در همان ميدان جنگ كشته . قضيه منعكس و تمامى مال و اسباب و كارخانجات و توپخانهء قزلباش را افاغنه تصرف و مراجعت به هرات نموده . بقية السيف قزلباش پياده و سواره فرار و خود را به مشهد مقدس رسانيده . در وقتى كه روز قبل خبر فتح به مشهد مقدس رسيده شهر را آيين بسته چراغان نموده ، تمامى مردم به عيش و نشاط مشغول و دو شبانه روز بود كه نقارهء شاديانه مىزدند كه خبر وحشت اثر شكست و كشته شدن فتحعلى خان رسيده . شهر برهم خورده چراغان به قلعه‌بندى و عيش و عشرت به تعزيه و نكبت مبدل شده . سعدالله مردود نيز در هرات توقف ننموده روانهء مشهد مقدس و بعد از ده روز فاصله خود را به مشهد مقدس رسانيده ، قلعهء مشهد را محاصره نموده عاليجاه ميرزا محمد على ولد و نايب عاليجاه ميرزا داود متولى آستانهء مقدسه و مقرب الخاقان محمد آقاى ناظر مسجد جامع با اعزه و اعيان جمعيت نموده ، محمد خان [ 400 ] برادر فتحعلى خان را كه در مشهد بود نايب شهر كردند . در ذكر كيفيت « 4 » محاصرهء مشهد مقدس و مراجعت افاغنهء بىعاقبت بىنيل مقصود به اعجاز جناب صاحب مشهد جناب « 5 » مستطاب على بن موسى الرضا عليه السلام ، در وقتى كه چندين شكست به قزلباشيه رسيده و اطراف را « 6 » مخالف گرفته شهر مشهد خالى ، بىحاكم ، بىقشون ، بىسپاه مگر معدودى پيادهء برهنه كه از اطراف گريخته آمده بودند ، سعد الله نيز خود با شش هزار افغان ابدالى كه سردار و قشون چنانى را شكست داده آمده شهر را محاصره نموده ، همه روزه اطراف و حوالى شهر را تاخته در دامنهء كوه سنگى فرود آمده به محاصرهء شهر پرداخته . به نحوى كه مذكور شد محمد خان را همگى به
هامش
( 1 ) - آ : خود افتاده است ( 2 ) - در اصل : آن ( 3 ) - ملى : ريخته ( 4 ) - د ، ملى ، كيفيت افتاده ( 5 ) - ملى : جناب افتاده است ( 6 ) - ملى : را افتاده است
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 120 | محمد محسن مستوفى / بهروز گودرزى