در بيان مقدمات طهران و مراجعت نواب مالك رقاب به اصفهان و غيره وقايع
در بيان مقدمات طهران و مراجعت « 1 » ، آنكه بعد از ورود اردوى معلى به طهران در باب رفتن به خراسان و مراجعت به اصفهان ميانهء امرا و اركان دولت منازعه و مشاجرهء بسيار شده ، بعضى صلاح دولت را به رفتن به خراسان مىدانستند و برخى رفتن به عراق و مراجعت به اصفهان را . به هر تقدير كه گفتگو و مشاجرهء ميانهء ايشان بسيار شده . چون فتحعلى خان اعتماد الدوله اعتبار و تقرب زيادى داشت كه محسود همگى امرا و آقايان بود ، نواب اشرف از حرف او تخلف نمىفرمودند و رأى او رفتن به خراسان بود و حكيم باشى و ملاباشى و قورچىباشى و محمد آقاى يوزباشى غلامان خاصهء شريفه بنابر اغراض نفسانى خود راضى به رفتن خراسان نبوده ، از راه عداوت با فتحعلى خان دست از صلاح دولت و دين برداشته در مقام عداوت و نفاق با فتحعلى خان درآمده به مقتضاى تقديرات آسمانى تدابير چند نمودند كه تفصيل آن باعث طول كلام مىشود .
بالاخره اسناد خيانت به او دادند كه خود ارادهء سلطنت دارد . طبع نواب اشرف را به آن جهت منحرف ساخته به مرتبهاى طبع مبارك رنجانيدند كه از او خايف شد . همگى متفقا عرض كردند كه در مقام خيانت او و اگر در اين واقع « 2 » دفع نشود ديگر چارهپذير نيست . غرض كه ميرزا رحيم حكيمباشى و ملا محمد حسين ملاباشى و محمد قلى خان قورچىباشى اتفاق كرده ايستادگى نمودند تا آنكه روز پنجشنبه ماه صفر سنهء 1133 ق / 1720 م بود كه طرف عصرى نواب اشرف بيرون آمدند والله ويردى بيگ ناظر را فرمودند كه رفته فتحعلى خان را گرفته مقيد و محبوس و اموال او را « 3 » به جهت ديوان ضبط كردند .
در ذكر تغيير و تبديل ارباب مناصب و وقايعى كه بعد از گرفتن فتحعلى خان وزير اعظم واقع شد ، آنكه بعد از آنكه فتحعلى خان را گرفتند ، احمد آقاى يوزباشى غلامان خاصه را كه در قزوين به سبب نزاع با فتحعلى خان معزى اليه گرفته محبوس به شيراز فرستاده بودند ، به منصب ميرشكار باشيگرى سرافراز و چاپار به شيراز فرستاده به چاپارى آوردند . و وزارت اعظم را به محمد قلى خان شاملو كه قورچىباشى بود داده .
قورچى باشيگرى را به شيخ على خان كه ميرشكارباشى بود شفقت ، و تفنگچى آقاسىگرى را به محمد على خان مكرى و سپهسالارى و سردارى خراسان را كه با
هامش
( 1 ) - اين بخش تا اول پاراگراف بعدى در همهء نسخهها بجز ملك دوبار نوشته شده است .
( 2 ) - آ : واقع افتاده است
( 3 ) - آ : او را افتاده است