تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 886

مساهمون:

ص٨٨٦
آن ديار بود و به استجماع مفاخر و مآثر قدم تقدم پيش نويينان عصر و مشاهير دهر نهاده ، از وصول رايات ميمون و مواكب منصور خبر يافت . احرام درگاه اعلا - اعلاه الله [ تعالى ] - كه مدار عدل و كرم و مركز سلاطين عالم است ، بسته به خدمت مبادرت نموده شرف بساط بوس دريافت . از آنجا كه كرم جبلى و لطف نامحدود و فضل نامعدود بود ، حضرت شاه و شاهزادهء اعظم او را به مزيد اعزاز و اكرام و تشريف و انعام مخصوص ( 1 ) گردانيده تعظيم تمام فرمود و حق كبر سن و خدمت رعايت ( 2 ) نموده از راى و تدبير او استكشاف نمود . او چنان تقرير كرد كه شير محمد اغلان و امرا در بيلجمكان قوريلتاى كرده‌اند و چنان معلوم شد كه بر جنگ اتفاق نموده‌اند و لشكرها جمع كرده . چون ( 3 ) حضرت شهزاده اين حالات مشاهده ( 4 ) فرموده متوجه بيلجمكان شدند . چون به بيش فنا رسيدند ، قاجقونچى رسيد و خبر آورد كه ايشان در كشيمن‌بيه جمع گشته‌اند . رايات همايون بدان طرف روانه ( 5 ) شد . در تقوقو سياهىلشكر ايشان ديدند . روز پنجشنبه چهاردهم جمادى الاخر و روز جمعه پانزدهم تعبيهء لشكرهاى ميمنه و ميسره و قلب و جناح از طرفين ترتيب دادند . از آن طرف در ميمنه پاينده بوقا ، « 1 » در ميسره ملك صدر و در قول شير محمد اغلان به نفس خود ، و از اين طرف در دست چپ مقابل ميمنه ايشان امير ارسلان خواجه ترخان ( 6 ) و در مقابل ( 7 ) برادرش امير محمد و ابوك بزرگ و ساير امراى جوانغار قريب بيست هزار سوار و ( 8 ) در دست راست امير لقمان و ابا بكر و هرى ملك با ديگر امرا برانغار بيست هزار سوار ديگر و حضرت سلطنت [ شعارى ] به نفس مبارك ( 9 ) خود با همان مقدار ديگر در قول و قراول قول امير اسكندر هندو بوقا و امير ابراهيم بن امير ايكو تيمور « 2 » و اويس قوچين و خواجه يوسف و مراد قوچين و چند قشون مرد
هامش
- جانب شمال غربى ( در كنار رود و در مقابل شهرك « تاش رباط » در مرز مشترك افغانستان و روسيه شوروى ، و در شمال ولايت جوزجان است ( - نقشه افغانستان ) . ( 1 ) . ت : محظوظ و ملحوظ . ( 2 ) . م و ل : رعاى . ( 3 ) . ت : ندارد . ( 4 ) . ت : معلوم . ( 5 ) . ت : روان . ( 6 ) . ت : خان . ( 7 ) . م و ل : قبيل . ( 8 ) . ت : « سوار و » ندارد . ( 9 ) . ت : ندارد . ( 1 ) بوقا : در احسن التواريخ ص 186 به صورت پاينده بوغا درج گرديده است . ( 2 ) ابراهيم ايكى تيمور ، امير ديوان ميرزا عبد الله بن ابراهيم سلطان بن شاهرخ ( ديار بكريه ، ص 309 ) .