تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 889

مساهمون:

ص٨٨٩
چشم بر اشارت و گوش بر آواز داشتند ، منتظر و مترصد در پيش صف درآمدند . چون سواران بيانداختند ، غريو گوركا و آوازه دمامه برآمد . رعد كوس حربى زلزله در كوه و ولوله در گروه انداخت و دم ناى روئين و خروش نفير « 1 » نفخه صور پيدا آورد و فحواى
« إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ
* « 2 » » حجاب شبهت از پيش چشم برداشت و حقيقت
« تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ
« 3 »
* *
» بر دلها گماشت . زمين و زمان در حركت آمده اسود « 4 » غياض « 5 » كارزار و ابطال رياض‌گير و دار تيغهاى كشيده و نيزه‌هاى بر گوش اسب راست كرده و سپر در ( 1 ) روى آورده چون برق خاطف و ريح عاصف بسان آتش خروشان و مانند بحر از باد دمان گشته « متكلا على الله » حمله بردند و بر ايشان زدند . لشكر ياغى به هر بهادرى و تجلدى كه داشتند پيش آن حمله ثبات نمودند . شير محمد اغلان لشكريان خود را : [ بيت ]
بفرمود تا تيرباران كنند * هوا چون تگرگ بهاران كنند
يك دست تيراندازى بهادرانه كردند و ليكن دولت ابد پيوند ايشان را مجال آن نداد كه تير [ ديگر ] در كمان پيوندند ، آتش حرب شعله زدن گرفت و از تف كارزار مغفر بر سر و جوشن در بر بتفسيد و از نايرهء پيكار از حلق ( 2 ) خلق به جاى نفس آتش جست . عقاب اجل در فضاى معركه پرواز آغاز نهاد و شاهين بلا به مخلب قهر ارواج جنگيان ربودن گرفت . شير محمد خان كه به كثرت لشكر و عدت عدد اعتداد و استظهار افزوده بود ، قوت و شوكت امداد حشم منصور مشاهده كرد ، وجه تدبير
هامش
( 1 ) . ت : اسود عياض گيرودار نيزه‌ها بر گوش راست كرده و تيغها كشيده و سپر بر . ( 2 ) . ت : ندارد . ( * ) قسمتى از آيه 1 سوره 22 . ( * * ) قسمتى از آيه 90 سوره 19 . ( 1 ) نفير : كرناى كوچك ( دهخدا ) . ( 2 ) كه زلزله رستاخيز چيزى است هول‌انگيز . ( 3 ) نزديك است آسمان از هول آن به درد . ( 4 ) اسود : ج اسد ، شيران ( المنجد ) . ( 5 ) غياض : ج غيضه ، بيشه ، جنگل ، درختان انبوه ( منتهى الارب ) .