به دو بازگشت .
شعر
اگر بد كنى هم تو كيفر برى * نه چشم زمانه به خواب اندرست
بر ايوانها نقش بيژن ( 1 ) هنوز * به زندان افراسياب اندرست
و اين واقعه در روز چهاردهم بود از ماه ربيع الاخر سنهء ( 2 ) ثمان و عشرين و ثمانمايه به موضع آقسو . « 1 »
چون اين قضيه به وقوع پيوست ، عساكر منصوره قريب پنج شش فرسنگ از عقب هزيمتيان رفتند و مقدار دوازده هزار ( 3 ) مرد از ايشان به قتل آوردند و زن و فرزندان ايشان اسير گرفتند و رايات نصرت شعار مخدوم و مخدومزاده عالم و عالميان با عساكر همايون كوچ بر كوچ بر عقب ايشان مىرفت تا به آقسو رسيدند . امراى ايلغار مظفر و كامكار به اردوى مبارك ملحق گشتند و باجمعهم متوجه اولسهاى قرامان شدند و لشكرها توره كشيده از آب چو گذشتند و به كوتل ابركيتو برآمده به سرخاب رسيدند و از آنجا به راه هلقون ( 4 ) درآمدند و به آيش ( 5 ) رفتند و به كيتو كوتل برآمدند و منحدر ( 6 ) « 2 » شده باره بارى « 3 » فرود آمدند ، از آب جارون عبور فرمودند و به عربان نرگس در كوك تيپه « 4 » سراى پرده همايون بازكشيدند . امير خدايداد كه از كبار امراى
هامش
( 1 ) . ت : شيرين .
( 2 ) . ت : و اين واقعه به وقوع پيوست در روز چهاردهم از ماه شوال سنه .
( 3 ) . ت : دو هزار .
( 4 ) . ت : بيلقون .
( 5 ) . ت : و با پيش ، ل : به آيش .
( 6 ) . م : منحذر ، ت : متحدر .
( 1 ) آقسو در برخى ماخذ به صورت آقسو آمده است نام چند رودخانه از رشتههاى فرعى جيحون ( - آموى ) است لفظ تركى مركب و به معنى سفيدرود مىباشد .
( لسترنج جغرافياى تاريخى 463 ) . شرف الدين على يزدى نوشته است « اقسوما :
ميلى است كه در بينى كوه قراجق ساختهاند » قراجق موضعى در ولايت فارياب يا اترار بوده است يزدى ظفرنامه ص 726 چاپ تاشكند ) .
( 2 ) منحدر : از بالا به زير آينده ، از بالا به شيب درآمده و سرازير شوند ( نفيسى ) .
( 3 ) باره بارى : ظاهرا اسم موضعى است .
( 4 ) كوك تيپه : نام اين موضع در « ظفرنامه » شرف الدين على يزدى ( ص 188 ) به صورت كوك توپه آمده است ، امروزه دهكدهئى با نام « كوك » در محل انحناى آمودريا به -