با دو شاخه و زنجير بر دست و پاى همچنان خشك شده بودند و همچنان بودند تا آن زمان كه خاك شوند ( 1 ) .
در سابع عشرين محرم مذكور مولانا قاضى كس پيش ايلچيان فرستاد كه فردا سر سال نو « 1 » است و پادشاه به اردوى نو درمىآيد و قول پادشاه است كه هيچكس دستار و جامه و طاقيه « 2 » و ميانبند ( 2 ) « 3 » و موزه سفيد نپوشد و رسم ايشان آن است كه لباس سپيد در تعزيت ( 3 ) مىپوشند .
و در شب بيست و هشتم هنوز نيمشب بود كه همچنين سجين آمد و ايلچيان را بيدار كرد و سوار ساخت و به اردوى نو ( 4 ) بردند و آن عمارتى عالى بود كه بعد از نوزده سال تمام شده بود و آن شب در چنان شهر معظم هركس در خانه و دكان خود چندان ( 5 ) فنار « 4 » و شمع و چراغ افروخته بود كه گفتى مگر آفتاب برآمده است ، چنان كه مثلا اگر سوزنى بيفتادى ، پيدا شدى آن شب زهر سرما شكسته بود . مردم را به اردوى نو درآمدند و ( 6 ) درآوردند و از مجموع ختاى چين و ماچين و قلماق و تبت و قامل و قراخواجه ( 7 ) و جورچه « 5 » و دريابار و ساير ولايات كه نام آن معلوم
هامش
( 1 ) . ش و ت : چنگ شده بودند تا خاك شدند .
( 2 ) . ت و ش : « ميانبند » ندارد .
( 3 ) . ش و ت : سفيد در تعزيه .
( 4 ) . ت و ش : ندارد .
( 5 ) . ش : چنان .
( 6 ) . ت و ش : « درآمدند و » ندارد .
( 7 ) . ش : قراخوجه .
( 1 ) سال نو : بنا به نوشته ( حاشيه شماره 113 راه ابريشم ص 70 ) در چين ، سال نو ، تقريبا در نيمه زمستان و نيمشب آغاز مىشود و با ماه تغيير مىكند . بيست و هفت محرم 824 هجرى معادل است با اول فوريه 1421 ميلادى ، فرديناند و وستنفلد و ادوارد ماهلر - تقويم تطبيقى - با مقدمه حكيم الدين قريشى ص 165 - لهذا دوم فوريه 1421 ميلادى آخرين روز سال كهنه و روز سوم فوريه نخستين روز سال جديد چينى مىشده است .
( 2 ) طاقيه : نوعى كلاه بلند مخروط شبيه به كلاه فعلى درويشان ، ( دهخدا ) .
( 3 ) ميانبند : كمربند ( آنندراج ) .
( 4 ) فنار : چراغى كه از اطراف محفوظ باشد ، چراغ بادى ( دهخدا ) فانوس ، ( احسن التواريخ 115 )
( 5 ) جورچه : در موضع مرگ چنگيز خان فصيحى خوافى مىنويسد كه ، ميان ( جورچه و -