و زاغ و زغن و آقار « 1 » و موسيچه ( 1 ) « 2 » ، ميوهها و ريزههائى كه افتاده بود ، مىربودند و هيچ از آدمى نمىرميدند و چون شب مىشود ، هم بر آن درختان ميان سراى مىآرميدند ( 2 ) و ايشان را كسى مزاحم نمىشد .
القصه اين ايلچيان از هشتم ذى الحجه سنهء اثنى و عشرين [ و ثمانمايه ] ( 3 ) تا اوايل ( 4 ) جمادى الاول سنهء ثلاث و عشرين [ و ثمانمايه ] كه مدت پنج ماه باشد ، در اين شهر بودند و هر روز علفهئى كه در روز اول مقرر كردند ، به تمام و كمال بديشان رسيد و بيرون آن چند [ ين ] كرت ايشان را طويها دادند و تربيتها ( 5 ) كرد [ ند ] و در هر كرت كه طوى شد ، بازيگران از نوعى ديگر و تكلفات ( 6 ) زيادت از مقدم .
فى الجمله روز ديگر اين طوى ( 7 ) كه عيد اضحى بود . در اين شهر خان بالق پادشاه از براى مسلمانان مسجدى ساخته است ، ايلچيان و جمعى [ از ] مسلمانان كه در آن شهر بودند ، بدان ( 8 ) مسجد رفتند و نماز عيد گزارد [ ند ] . بعد از دو روز ديگر باز ايلچيان را طوى دادند و هربار كه طوى مىدادند عظمت خود را به نوعى ديگر به ايلچيان مىنمود [ ند ] و بازيگران به انواع ديگر بازيگرى مىكردند و حقهبازيهاى غريب .
در هفدهم ذى الحجه جماعتى گناهكاران را به سياستگاه فرستادند و قاعده كافران ( 9 ) ختايى در دفترهاى ايشان نبشته است كه از بهر هر گناهى چه نوع عقوبت كنند ، بعضى را گردن مىزنند و بعضى را از دار مىآويزند ( 10 ) و بعضى را پارهپاره مىكنند . « 3 »
هامش
( 1 ) . ش و ت : زاغ و زغن و خاد و فاخته و قمرى و موسيچه .
( 2 ) . ش : مىآراميدند .
( 3 ) . فقط در ش آمده است .
( 4 ) . ت : اول .
( 5 ) . ش : تبريتها .
( 6 ) . ش : نوعى ديگر اين طوى و تكلفات .
( 7 ) . ش : « اين طوى » ندارد ت : اين طوى ديگر .
( 8 ) . ش : در آن .
( 9 ) . م و ل : كافركان .
( 10 ) . م و ل : از دارى آويزند .
( 1 ) آقار : نام پرندهاى است : بوتيمار ، غليواج .
( 2 ) موسيجه : مرغى هست شبيه فاخته ( آنندراج ) .
( 3 ) عبد الرزاق سمرقندى در مطلع سعدين شكنجههاى چينيان را توصيف نكرده و اظهار ميدارد قلم من به نقل آن مطلقا رضايت نمىدهد عبارت او اينست : قلم نخواست كه آن قبح بر زبان آرد ( مطلع سعدين به تصحيح مرحوم محمد شفيع ) ج / 1 ص 280 . اما روملو در احسن التواريخ آورده و ظاهرا اصل تاريخ حافظ ابرو را داشته است ( ص 162 به تصحيح دكتر عبد الحسين نوايى ) .