اطلس و كمخا و زيلوچها و حصيرهاى نازك كه از طول و عرض دو تو و سه تو مىكردند و پيچيده مىشد ( 1 ) و نمىشكست و هركس را بدين نسق يك خانه مقرر كرده و [ يك ] ديگ و كاسه و چمچمه « 1 » و شيره و هر روز آن ده كس را يك گوسفند و يك قاز و دو مرغ و هريك را دومن شرع آرد و يك كاسه بزرگ برنج و دو كليجه اندرون پر حلوا و يك ظرف عسل و سير و پياز و سركه و نمك و از ترهاى ملون كه در ختاى مىباشد و دو كوزه دراسون و يك طبق نقل و چند خدمتكار چست [ و ] چالاك همه صاحب حسن بر دو قدم ايستاده از بام تا شام و از شام تا بام كه يك لحظه غايب نشوند .
روز ديگر كه نهم ذى الحجه بود ، هنوز شب بود ( 2 ) كه سجين « 2 » آمد و سجين آنها را مىگويند كه ايشان را ملازم ايلچيان كردهاند و در اردوى پادشاه و هرجا كه باشد ، گر كيراق ( 3 ) « 3 » ايلچيان ايشان راست ( 4 ) مىسازند ، چنان كه اينجا شقاول « 4 » گويند ، ايشان را بيدار كرد كه برخيزيد ، پادشاه طوى مىدهد و از براى هركس اسبان زين كرده آورده ، ايلچيان را سوار كرده به اردوى پادشاه بردند و ايشان را در كرياس « 5 » اول بنشاندند تا روز و در آن محل مقدار سيصد هزار آدمى جمع گشته بودند . چون روز شد ، آن سه دروازه كه بود ، گشادند ( 5 ) و ايلچيان را به پاى تختى كه دادگاه ( 6 ) بود ، بردند و از بهر پادشاه پنج بار سر بر زمين نهادند و پادشاه از تخت فرود آمد . ايلچيان را باز بيرون ( 7 )
هامش
- باشد كه واژهاى اويغورى و بعنوان خيمهاى ده گز در ده گز توصيف شده است شايد همان شاميانه يا خيمه ساده كه در آن غذا ميخورند و ميخوابند باشد .
( 1 ) . ت و ش : و عرض پيچيده مىشود .
( 2 ) . ش و ت : « هنوز شب بود » ندارد .
( 3 ) . ل : كرك يراق .
( 4 ) . ش : ندارد .
( 5 ) . ش : از « تا روز و در آن محل » تا اينجا ندارد .
( 6 ) . ت : دادخواه .
( 7 ) . ت و ش : باز ايلچيان را بيرون .
( 1 ) چمچه : قاشق و كفگير كوچك ( آنندراج ) ، ملاغه ( نفيسى ) .
( 2 ) سجين : ظاهرا راهنما و همراه ايلچى .
( 3 ) گركيراق : به ظاهر به معنى ساز و سامان است ( مقالات محمد شفيع ) در كتب لغت نيامده است اما معناى اصلى آن ناظر خريد مىباشد ( نگاه كنيد به تذكرة الملوك و تعليقات مينورسكى و نيز - لغتنامه زبدة ) .
( 4 ) شقاول : مهماندار ، شخصى كه همراه ايلچىها بوده ( فرهنگ شفيع ) .
( 5 ) كرياس : درگاه ، آستانه .