تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 836

مساهمون:

ص٨٣٦
قچقارها « 1 » و تكه‌هاى كوهى « 2 » و ببر و پلنگ و اژدرها ( 1 ) و درختستانها ( 2 ) مجموع در گچ‌كارى نموده و باقى ديوارها را صورتگرى كرده‌اند ، چنان كه استادان ماهر در آن حيران بمانند و عمارات اطراف آن بر آن ( 3 ) قياس و در اين‌جا نيز چرخ ( 4 ) گردانى مثل آنكه در قمجو تقرير كرده آمد ، ( 5 ) اما اين از آن بسيار به تكلف‌تر ( 6 ) و بزرگتر . همچنين هر روز ( 7 ) كوچ مىكردند و چهار فرسنگ و پنج ( 8 ) فرسنگ مىراندند تا روز هشتم ذى الحجه شبگير كردند و هنوز تاريك بود كه به دروازه خان بالق رسيدند . شهرى به غايت بزرگ ، چنان كه هر ديوارى يك فرسنگ بود كه چهار فرسنگ دور آن باشد و بر گرد ديوارهاى شهر به سبب آنكه هنوز عمارت مىكردند ، صد هزار چوب مجوزه ( 9 ) كه هريك پنجاه گز [ بوده ] باشد ، حوازه « 3 » بسته بودند و چون هنوز پگاه بود و دروازه نگشوده بودند ، از برجى كه عمارت مىكردند ، ايلچيان را به شهر درآوردند و بر در كرياس اردوى پادشاه فرود آمدند و بر در اردو مقدار هفتصد ( 10 ) قدم فرش‌سنگ تراشيده انداخته بود ، چون به كنار فرش رسيدند ، ايلچيان را فرمودند تا ( 11 ) پياده شوند . از روى آن فرش بگذشتند [ و ] بر ( 12 ) در اردو رسيدند . بر آن طرف در ، ده پيل ، پنج از اين ( 13 ) طرف و پنج از آن طرف ايستاده بودند و خرطومها بر راه داشته . ايلچيان از ميان خراطيم پيلان بگذشتند و درون رفتند . قريب صد هزار آدمى آن زمان را كه هنوز روشن نشده بود ، بر در سراى پادشاه بودند . چون از
هامش
( 1 ) . ت و ش : اژدها . ( 2 ) . ت : درختانها . ( 3 ) . ت و ش : اين . ( 4 ) . ت و ش : درين خانه چرخى . ( 5 ) . ت : گفته شد ، ش : ديده شد . ( 6 ) . ت و ش : متكلف . ( 7 ) . ت و ش : « هر روز » ندارد . ( 8 ) . ت : چهار و پنج ، ش : چهار پنج . ( 9 ) . م و ل : صدهزار هزار چون قجوره ، ت : چوب مجوره . ( 10 ) . ش و ت : هفصد . ( 11 ) . ت : كه . ( 12 ) . م و ل : به . ( 13 ) . م و ل : آن . ( 1 ) قچقار : گوسپند پروار گشتنى ( نفيسى ) گوسفند وحشى با شاخهاى بسيار رشد كرده ( حاشيه 67 راه ابريشم ص 65 ) . ( 2 ) تكه‌هاى كوهى : تكه همان بز كوهى يا بز وحشى است كه در كوهستانهاى ايران و آسياى ميانه بدان برخورد مىگردد ( حاشيه 68 راه ابريشم ص 65 ) . ( 3 ) خوازه : چوب‌بندى خواه براى آيين‌بندى باشد و يا براى بنائى و نقاشى ، گچ‌برى ، عمارت ، كوشك ، طاق نصرت ، داربست ( نفيسى ) .