ساختهاند و بر جمله اعضاى او صورت دست كشيدهاند و بر كف هر دستى ( 1 ) صورت چشمى كشيده و آن بت هزار دست مىخواندند و در مجموع ختاى ( 2 ) شهرتى دارد .
اولا تختگاهى ( 3 ) بزرگ محكم [ از ] ( 4 ) سنگ تراشىهاى ( 5 ) خوب كرده كه اين بت و عمارات اطراف او بر آن دكانى است و ديگر رواقها و منظرها و غرفههاى بسيار بر گرد آن ( 6 ) چند آشام « 1 » چنان كه آشام اول از كلهپاى او گذشته و آشام دوم به زانوى او نرسيده و ديگرى ( 7 ) از زانوى گذشته و ديگرى به ميان [ او ] رسيده و ديگرى به سينه او رسيده همچنين تا به سروى ( 8 ) عمارات به تكلف ( 9 ) استادانه و بعد از آن عمارت به مقرنس درآوردهاند و چنان پوشيده كه مردم در آن حيران مىماند و آن هشت آشام شده است ، در هر آشامى هم از بيرون [ بر گرد ] عمارت مىتوان گرديد و هم از اندرون و اين بت بر پا ايستاده ساختهاند و دو قدم او كه هريك قريب ده گز باشد ، بر بالاى دو ( 10 ) تيغه ريخته « 2 » ايستاده چنانچه آن خود نمىنمايد و كسى تصور كند كه [ آن ] بتك ( 11 ) معلق ايستاده ( 12 ) به تخمين ( 13 ) قياس كرده اقلش مىبايد كه صد هزار خروار برنج زيادت كه ( 14 ) در آن عمل خرج شده باشد و ديگر بر گرد آن بت بزرگ بتكان خرد ساختهاند ( 15 ) از گچ و رنگ - آميزى و مطلا كرده [ اند ] و كوهها و كمرها از گچ نموده چنانچه مقرنس در اين ديار مىسازند و در آن ( 16 ) كوهها و كمرها ، غارها ( 17 ) و مغارها « 3 » به صورتگرى نموده چنان كه بخشيان و رهبانان و جوكيان در چله نشستهاند و رياضت مىكشند ( 18 ) و
هامش
( 1 ) . م و ل : دست .
( 2 ) . ت و ش : ندارد .
( 3 ) . ت و ش : دكانى .
( 4 ) . فقط در « ش » آمده .
( 5 ) . ت و ش : تراشيدها .
( 6 ) . م و ل : او .
( 7 ) . ت و ش : « و شام سوم . »
( 8 ) . ت : او .
( 9 ) . ت : ش : متكلف .
( 10 ) . ش : ندارد .
( 11 ) . ت : ندارد .
( 12 ) . ش : از « چنانچه آن خود » ندارد .
( 13 ) . ت و ش : همچنين .
( 14 ) . ت : برنج مىبايد كه ، ت : برنج كه بتكان كوچك . . .
( 15 ) . ت : كرده .
( 16 ) . ش : از « كوهها و كمرها از گچ . . . » تا اينجا ندارد .
( 17 ) . ت و ش : ندارد .
( 18 ) . ش : كنند .
( 1 ) آشام : طبقه ( مقالات محمد شفيع ) .
( 2 ) دو تيغه ريخته : واژه ريخته پيش از مفرغ معناى چدن آهنى را مىدهد ( حاشيه 65 راه ابريشم ص 65 ) .
( 3 ) مغار : غار ( نفيسى ) .