تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 832

مساهمون:

ص٨٣٢
وى بتى خفتيده « 1 » ساخته‌اند كه پنجاه قدم طول آن بت بود ( 1 ) و نه قدم طول كف پاى و دور كلهء سر او بيست و يك گز به گز شرع و گرد بر گرد او عمارات به تكلف و بتان ديگر در پس پشت و بالاى سر او هريك بيست گز كمتر و بيشتر و صورت بخشيان « 2 » هر يك به مقدار آدمى ، ( 2 ) چنان متحرك كه كسى تصور كند كه اين كافران زنده‌اند و بر باقى ديوارها صورتگريها كرده‌اند ( 3 ) كه مجموع ( 4 ) نقاشان عالم انگشت حيرت به دندان گيرند و اين بت بزرگ خفتيده يك دست به زير سر نهاده و يكى بر روى ران و تمام آن بت بزرگ را مطلا كرده‌اند و انواع رنگها و لباسها پوشانيده و نام آن شكمانى فو مىگفتند و فوج‌فوج از كافران مىآيند و پيش آن بتك ( 5 ) سر بر زمين مىنهند . ديگر در بيرون آن عمارت بتخانه‌ها گرد بر گرد همچون كاروانسراى خانه‌ها در پهلوى يكديگر ، چنان كه هر خانه‌اى به سر خود بتخانه‌ئى بود و انواع پرده‌هاى زربفت و كرسىهاى مطلا صندليها و شمعدانها و صراحيهاى چينى و آرايش تمام . و در اين قمجو ، ده بتخانه [ چنين ] معظم بود و يك خانه ديگر ( 6 ) ساخته بودند كه مسلمانان آن را چرخ فلك مىخوانند مثل كوشكى مثمن و از زير تا بالا پانزده طبقه و در هر طبقه منظرها ساخته در هر منظرى مقرنس ختايى بسته و غرفه‌ها و ايوانها و بر گرد منظره‌ها و در افزينها ( 7 ) « 3 » و انواع صورت ساخته مثل تختى زده و پادشاهى نشسته و از چپ و راست خادمان و غلامان و دختران ايستاده و هريك را به خدمتى مشغول . عليهذا آن پانزده طبقه كه در او منظرها ساخته‌اند از خرد و بزرگ مقدار يك وجب و خردتر و بزرگتر تا مقدار يك گز در يكديگر و در زير [ همه ] صورت ديوان ساخته‌اند كه اين كوشك را بر دوش گرفته‌اند و دور آن كوشك بيست گز بود و بلندى آن ( 8 ) دوازده گز و اين مجموع از چوب تراشيده‌اند ، اما چنان مطلا كرده‌اند كه كسى تصور كند كه آن به تمام از طلا
هامش
( 1 ) . م و ل : نمود . ( 2 ) . م و ل : هريك به مقدار هريك آدمى . ( 3 ) . م و ل : كرده است . ( 4 ) . ت : ندارد . ( 5 ) . ت و ش : بت . ( 6 ) . ت و ش : دگر . ( 7 ) . ت : درابزينها . ( 8 ) . م و ل : او . ( 1 ) خفتيده : خفته ، خوابيده ، به خواب رفته ( دهخدا ) . ( 2 ) ( مغولى ، ) منشى ( نفيسى ) . روحانى بودائى ( معين ) پيشوايان دين مغول ، جادوگران مغولى ( دهخدا ) . ( 3 ) درافزينها / درابزين : ماخوذ ار يونانى تراپزيون : طارمى ، نرده ، محجر و شبكه اطراف باغ و خانه ( نفيسى ) .