سوار به استقبال ايلچيان ( 1 ) آمده بود و مجموع ايلچيان سوار شدند و نزديك به يورت دانكداجى آمدند . طريقه فرود آمدن ايشان در صحرا چنان بود كه لشكريان مربع فرود آمده بودند ، چنان كه به پرگار و سطاره ( 2 ) « 1 » مربع كنند و خيمهها طناب در طناب كشيده چنانچه [ به ] هيچجا راه پياده نبود كه [ بدان ] ميان ( 3 ) درآيد و چار دروازه بر چهار طرف آن مربع گذاشته و ميان آن مسافتى بزرگ و در وسط آن مسافت صفهئى بزرگ ساخته به مقدار يك جريب « 2 » زياده ( 4 ) و خيمه بزرگ دو تيره ( 5 ) ختائى در پيش او زده مثل شاهنشينى دامنها برداشته و تالارى « 3 » از چوب ساخته و از كرباس سايهبانها زده چنان كه آن يك جريب زمين تمام سايه كرده بود و در زير دو چوبه صندلى داجى « 4 » نهاد ، و از چپ و راست صندليهاى ديگر چنانچه بر جانب چپ ايلچيان نشستند و بر جانب راست امراى ختاى و پيش ايشان ( 6 ) تعظيم طرف چپ زيادت است . كاتب كه از نسخه مولف به بياض مىبرد ، گويد اين تعظيم جهت دل است كه در جانب چپ است . ( 7 ) و بعد از آن پيش هركسى از ايلچيان و امرا دوشيره نهادند :
در يكى نعمت الوان ، ميوههاى خشك ختائى و غاز و مرغ و سان « 5 » گوشت
هامش
( 1 ) . ش : ندارد .
( 2 ) . ش : پرگار دو سطاره . ل : پرگار و سلطان .
( 3 ) . م و ل : به ميان .
( 4 ) . ش و ت : ندارد .
( 5 ) . ش : تير .
( 6 ) . ش : و ايلچيان بر جانب چپ و امراى خطاى بر جانب راست نشستند از آنكه پيش ايشان .
( 7 ) . ت و ش : از « كاتب كه از نسخه » تا اينجا ندارد .
( 1 ) سطاره : خطكش ( دهخدا ) .
( 2 ) جريب : ( در اين عصر به مقدار زمينى گفته مىشد كه در سال 120 من گندم حاصل دهد كه هرمن 9 / 2 كيلوگرم وزن داشت . پس مسلم است كه برحسب مناطق ، جريبهاى متفاوت وجود مىداشت جريب از حدود 6 / 155 متر مربع تا 258 متر مربع بوده است - ( حاشيه شماره 30 راه ابريشم ص 60 ) .
( 3 ) ظاهرا اينجا به راه گشت به معنى نوعى ايوان فوقانى چوبى سرپوشيده كه « تمام دور يك برج يا يك دژ را مىگرفت » مىباشد ( حاشيه شماره 31 راه ابريشم ص 65 ) .
( 4 ) صندلى داجى : يعنى صندلى ( دانگداجى ) را گذاشته و صندليهاى ديگر در چپ و راست آن قرار داده بودند .
( 5 ) سان : سان كردن : قطعهقطعه كردن ( معين ) - ص 45 زيرنويس 5 مقالات محمد شفيع .