ايشان عطاهاى جزيل فرمود و خلعتهاى فاخر بخشيد و در صف ملوك و امرا جاى فرمود ، به مزيد قربت ( 1 ) و مكانت و الطاف بىنهايت از ملوك آفاق امتياز پذيرفتند از ابر نوال و بحر افضال پادشاهانه به وافرتر نصيبى بهرهمند گشت ، مدت اقامت در دار السلطنه قاعده ملازمت به جاى آوردند . روزبهروز صفاى راى و حسن اعتقاد شاهنشاهى در وفور نيكو خدمتى ايشان بيفزود ، از شجرهء اخلاص ثمرهء اختصاص هرچه مهناتر مشاهده كردند و منزلت معمور و درجت منظور ايشان در قبول و اقبال افراشتهتر و آثار لطف و عنايت و انوار آفتاب عاطفت بر چهره آمال و صفحه احوال ايشان روشنتر شد . بعد از چند روز مهمات ايشان بر وفق فرمان - اعلاه الله تعالى - ساخته ( 2 ) و پرداخته اجازت مراجعت داد ، مجارى امور بر اطراد مراد يافته « مقضى الاوطار و مرضى الاثار « 1 » » به ولايت خود معاودت نمودند . [ و السلام ]
ذكر حركت رايات همايون به شكار و جانور پرانيدن به جانب زاوه و محولات و مخدومزاده عالميان بايسنغر بهادر به جانب طوس و مشهد ( 3 )
در اين سال حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه [ تعالى ] ملكه و سلطانه - بعد از آنكه از سفر آذربايجان مراجعت نموده بود ، زمستان هم در دار السلطنه هرات گذرانيد و به قشلاق نرفت و چون فصل زمستان به آخر رسيد و جرم خورشيد از خانه زحل به بيت مشترى تحويل كرد :
شعر
رفت با طالع فرخنده ز كاخ كيوان * گوشه چتر برافراخت ز ماهى بر ( 4 ) ماه
عزيمت شكار فرموده از باغ زاغان كوچ كرد و به باغ مختار فرود آمد . در اواخر صفر سنه خمس و عشرين و ثمانمايه و از آنجا به طرف زاوه و محولات حركت
هامش
( 1 ) . ت : مزيت قرب .
( 2 ) . ت : بر وفق اعلا ساخته .
( 3 ) . عنوان در نسخه ت : ذكر شكار بندگى حضرت ، ل : به جانب مشهد و طوس .
( 4 ) . ت : تا .
( 1 ) با حاجتهاى برآورده و با آثار پسنديده .