داشتى [ به دار السلطنه ] به حضرت اعلاى خاقانى ( 1 ) سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - كه ملاذ و ملجاء صناديد روى زمين است ، نبشته ايلچى ايشان به دار السلطنه هرات ( 2 ) در ذى الحجه سنه اربع و عشرين ( 3 ) پيش بندگى حضرت رسيد .
مضمون مكتوب ايشان آنكه به تضرع و ابتهال استعانت و استغاثت ( 4 ) نموده كه ما بنده خدمتكاريم و هرگز به خلاف بندگان آن حضرت از ما حركتى صادر نشده و نخواهد شد كه خلاف راى آن جناب باشد و درخواست نموده كه سفارشى به نسبت مخدوم و مخدومزاده جهان و جهانيان ابراهيم سلطان بهادر - خلد الله تعالى ( 5 ) ملكه - نمايند كه ترك محاصره و استيصال آن جماعت گيرد ، ( 6 ) به هر حكم كه بارگاه حضرت سلطنت - [ شعارى خلد الله تعالى ملكه و سلطانه ] - صادر شود ، ( 7 ) از آن تجاوز نكنيم ؛ مال بدهيم و به لشكر حاضر شويم و طريقه هواخواهى و وظيفهء يك جهتى به جاى آوريم .
حضرت سلطنت شعارى ملتمس ايشان به ايجاب ( 8 ) مقرون گردانيده مكتوبى به فرزند ارجمند سعادتمند ابراهيم سلطان بهادر نبشت كه چون اصحاب خوزستان وظيفه خدمتكارى به جاى آورند و بر طريقه اذعان و انقياد معاش كنند ، ترك نزاع و مخالفت گيرد و آن ممالك به شرايط مذكور بديشان بازگذارد و اميرزاده اعظم به موجب فرمان حضرت اعلا خلافت پناهى [ سلطنت شعارى ] ترك محاصره ايشان گرفته به دار الملك ( 9 ) شيراز مراجعت فرمود ( 10 ) و ايشان به شروطى كه كرده بودند ، وفا ننمودند و در اين هشتصد و بيست و پنج حضرت امير و اميرزاده اعظم بار ديگر ( 11 ) لشكرهاى فارس زيادت از سال گذشته ساخته گردانيده :
[ شعر ]
همه جنگ را دست شسته به خون
ذيل شجاعت و مردانگى را تشمر نموده روى به خوزستان آوردند و كوشش مخالفان
هامش
( 1 ) . ت : « اعلاى خاقانى » ندارد .
( 2 ) . ت : « ايشان به دار السلطنه هرات » ندارد .
( 3 ) . م : 824 .
( 4 ) . ت : « و استغاثت » ندارد ، ل : استغاثت و استغانت نمودند .
( 5 ) . ت : الله تعالى ندارد .
( 6 ) . م و ل : نمايد .
( 7 ) . ت : به هر نوع كه بندگى حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - حكم فرمايند .
( 8 ) . ت : اجابت .
( 9 ) . ت : « دار الملك » ندارد .
( 10 ) . ت : معاودت نمود .
( 11 ) . ت : باز .