با بندگان حضرت كه هميشه از حد تيغ ايشان خنجر فتح و ظفر موردست ، نافع و مفيد نيامد و قلعهء سلاسل و حصار آهنين پيش سنان كوهگذار و خنجر آبدار لشكر منصور دافع و حايل نگشت ، ( 1 ) قهرا و قسرا آن ممالك را به تمام و كمال مسخر و مضبوط گردانيد و رسوم بدعت و قواعد فساد مدروس و منهدم ساخت و اساس دين و دولت رسوخ و استوارى پذيرفت و اركان ملك و ملت تشييد به سزا و تاكيد به واجبى يافت ، اعواد منابر به دعاى دولت قاهره طراواتى پذيرفت و اركان ملك و ملت و صفحهء دينار و درم به نام و القاب همايون آرايشى ( 2 ) نو گرفت :
[ شعر ]
خطبهها را زبان به ذكر تو تر * تا ممر سخن زبان باشد
سكهها را دهان به نام تو باز * تاز زر در جهان نشان باشد
تباشير صبح انصاف به اطراف ممالك و اقطار رسيد و شعاع آفتاب معدلت بر كافهء رعايا و زيردستان تافت و خبر اين فتح فرخنده و بشارت بزرگ در عرصه گيتى منتشر شد و صيت ( 3 ) آن به قاصى و دانى ( 4 ) بلاد و ديار رسيد .
ذكر آمدن شاهان بدخشان به درگاه عالم پناه ما ( 5 )
شاهان بدخشان شاه سلطان محمود و شاه ارغونشاه از سر حسن اخلاص و صفاى عقيده ( 6 ) روى طاعت به قبلهء بارگاه آسمان رفعت آورده متوجهء دار السلطنهء هرات - صانها الله تعالى عن الافات و البليات - گشته روز سهشنبه ثالث صفر ختم بالخير و الظفر ( 7 ) سنهء خمس و عشرين و ثمانمايه ( 8 ) وظايف مثول بارگاه جهانپناه موظف داشته به سعادت بساط بوس و كرامت تشريف و نواخت مشرف شدند ، بندهوار سوى بارگاه سدره طاق گردون روان سجده عبوديت آوردند . حضرت سلطنت شعارى - خلد الله [ تعالى ] ملكه و سلطانه - ( 9 ) ايشان را اعزاز و اكرام نموده برحسب استحقاق و مرتبت
هامش
( 1 ) . ت : دافع و نافع نيامد .
( 2 ) . م و ل : آرايش .
( 3 ) . ت : صفت .
( 4 ) . ت : دانى و قاصى .
( 5 ) . ت : « به درگاه عالمپناه ما » ندارد .
( 6 ) . م و ل : عقايد .
( 7 ) . ت : ختم بالخير و الظفر ندارد .
( 8 ) . م : 825 .
( 9 ) . ت : ندارد .