تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 810

مساهمون:

ص٨١٠
برارى و صحارىزاوه و خواف « 1 » را از شكارى خالى گردانيد باز زره‌پوش مانند تير از شست جهانگير [ ى ] مىپريد و در پرواز با گردون همراز مىگشت و از جلاجل صدا در كوه و صحرا مىافكند و به زخم شهپر مرغ تيزپر از بالاى گردون به زير مىانداخت و مخلب قهر او كه حربهء اجل و خنجر قضا و قدر [ بود ] ، در دل و سينه شكارى بسان مغز در پسته و گل در غنچه مىنشست و منقار الماس فعلش كه نشتر ( 1 ) او داج صيد بود ، تن مرغان چون خانه زنبور و چشم پرويزن مىكرد و يوز از كمين‌گاه برق‌وار مىجست و در نشيب و فراز به‌سان شير ( 2 ) حمله مىآورد و آهوان مشكين ناف كافورى شكم از چپ و راست مىانداخت و به زخم ( 3 ) آب پيكان پيكر آتش مىافروخت و به داسهاى زرين كه در پنجه سيمين نهان داشت ، سرشكارى ( 4 ) مىدرود و دستها به خون خضاب مىكرد و روى خاك به جامهء عنابى مىپوشانيد و كيمخت زمين به آب شنگرف و ناردان مىشست . چون چند روز متعاقب به صيد و شكار و عيش و عشرت گذرانيدند ، عزيمت معاودت به دار السلطنه فرموده از باخزر در نهم ( 5 ) ربيع الاول ( 6 ) سنه خمس و عشرين و ثمانمايه به دار الامان هرات - [ صانها الله تعالى عن الافات ] - نزول فرمود و در روز مقدم رايات ( 7 ) همايون امير و اميرزاده اعظم - مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان - خلد الله تعالى ملكه و سلطنته - ( 8 ) رسيده بود - [ و الله اعلم ] -

ذكر توجه اميرزاده اعظم - مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان به خراسان ( 9 )

در سال ( 10 ) مقدم ذكر آن گذشت كه امير و اميرزاده اعظم اعدل اول عقد شهريارى
هامش
( 1 ) . م : بشتر ، ل : شتر . ( 2 ) . م و ل : شتر . ( 3 ) . م و ل : رجم به آب . ( 4 ) . ت : شكار . ( 5 ) . م : 9 . ( 6 ) . ت : ربيع الاخر . ( 7 ) . ت : رايات . ( 8 ) . ت : سلطانه . ( 9 ) . عنوان در نسخه ت : ذكر آمدن اميرزاده اعظم الغ بيك گوركان . ( 10 ) . ت : در اين سال . ( 1 ) خواف : از شهرهاى قديمى و آباد خراسان بوده است ، اكثر جغرافىنويسان مسلمان آن را ذكر كرده‌اند المسالك و الممالك ص 205 - صورة الارض ص 430 ، احسن - التقاسيم ج / 1 ص 67 در دوره‌هاى اخير بسيار متروك مانده است خواف در جنوب خاورى شهرستان تربت‌حيدريه واقع شده است . حافظ ابرو در اين شهر متولد شده است ( - مقدمه زبدة التواريخ ) .