تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦
للّه الحمد و المنه كه آفتاب دولت [ شاهى ] شاهرخى كه هميشه تابنده باد ، بر اوج ممثل سلطنت مستعلى « 1 » شد و از مهب اقبال نسيم فتح و فيروزى وزيد و گلبن ظفر از چمن نصرت ( 1 ) بدميد و خسرو فيروز جنگ - خلد اللّه [ تعالى ] ملكه و سلطانه و ابد على العالمين رافته و احسانه « 2 » - به توفيق ربانى و تاييد آسمانى دمار از اهل بغى و عصيان و ضلالت و عدوان برآورد و در مقام فتح و فيروزى مظفر و منصور گشت و اين قضيه به مقام الشكرد اتفاق افتاد . « 3 » روز ديگر از آنجا كوچ فرموده در راه نظر مبارك بر اسيران تركمان افكند كه ايشان را با زن و فرزند لشكريان به خوارى و زارى مىبردند . رحم فرموده بر مصداق : [ بيت ]
احسن الى الناس يستعبد قلوبهم * فطالما استعبد ( 2 ) الانسان احسان « 4 »
حكم همايون به نفاذ انجاميد كه اسارى « 5 » تركمان ( 3 ) را بگذارند . بر موجب فرموده
هامش
( 1 ) . ت : دولت . ( 2 ) . ل : فطالما لما استعبد ( ؟ ) . ( 3 ) . ت : تركمانان . ( 1 ) مستعلى : بلند و بلند برآمده ، مرتفع ، بالارو ( دهخدا ) . ( 2 ) . . . احسانه : و ابدى گرداند بر جهانيان نيكوئى و بخشش او . ( 3 ) . . . به مقام الشكرد اتفاق افتاد : اسكندر پس از اين شكست با بازگشت شاهرخ به خراسان ، مجددا به آذربايجان حمله كرد در سال 832 شاهرخ بار ديگر لشكر به آذربايجان برد و در سلماس شكست سختى به او داد . اسكندر به آناتولى گريخت و شاهرخ آذربايجان را به پسر ديگر قرايوسف يعنى ابو سعيد داد و به هرات بازگشت . در 835 اسكندر به آذربايجان روآورد و برادر را به قتل رساند . در 838 شاهرخ بار رسوم به دفع لشكر او كشيد . شاهرخ حكومت آذربايجان را به برادر او جهانشاه داد . پس از بازگشت شاهرخ به خراسان ، اسكندر با ميرزا جهانشاه به جنگ پرداخت و از برادر خود شكست خورد و به قلعهء النجق نخجوان پناه برد و در آنجا بدست پسر خود قباد در 25 شوال 841 كشته شد - ( حبيب السير ج 3 از مجلد ثالث ، ص 627 ) . ( 4 ) . . . احسان - ص 380 . ( 5 ) اسارى : ج اسير ( منتهى الارب ) .