شكلى عجيب به بزرگى مقدار گاوى بزرگ باشد و به شكل نيز شبيه گاوست ، سمها شكافته ، اما يك شاخ بيش ندارد بر ميان پيشانى و هيچ آلت جارحه « 1 » بر پوست او كار نمىكند و در بلاد هند از پوست او سپر مىسازند و در اين ( 1 ) بلاد نيز احيانا به دست مىآيد . اگرچه به جثه برابر گاو بزرگ بيش نيست ، اما مىگويند كه با فيل جنگ مىكند و وقت هست كه غالب مىآيد . فى الجمله آن جانور را به صفتهاى غريب از گردونه ( 2 ) [ هاى بزرگ ] و غيره از دهلى به دار السلطنهء هرات رسانيدند و حالا هست و از آنچه بوده بزرگتر نيز شده است . ( 3 ) « 2 »
ديگر محمد طيب كه او را از قراباغ اران به اسم ايلچى پيش امير شيخى كه در آن ايام حاكم مصر و شام بود ، فرستاده بودند و چون محمد طيب بدان بلاد رسيده امير شيخى وفات يافته بود و بعد از او مظفر و ( 4 ) تاتار در آن ديار ( 5 ) صاحب اختيار شده ايلچى بندگى حضرت را رعايت نموده و نگاه داشت تمام فرموده بودند ( 6 ) و مكتوباتى را كه برده بودند ، جواب نوشته ( 7 ) و اظهار اذعان ( 8 ) و انقياد نموده و بر سبيل عرضه داشت نوشته ( 9 ) كه اگر بندگى حضرت عنان مبارك بدين صوب معطوف فرمايد ، آنچه وظيفه يك جهتى و دولتخواهى باشد ، به جاى آورده شود . محمد طيب در اواخر شوال سنهء اربع و عشرين و ثمانمايه به دار السلطنه هرات رسيده مكاتيب مذكور به عرض رسانيد . ديگر سلطان قوشچى كه او را نيز ( 10 ) از قراباغ اران پيش محمد خان فرستاده بودند . چون بدانجا رسيده بود ، او را رعايت و عزت داشت نموده با بندگى حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه [ و سلطانه ] - طريقهء هواخواهى و يك جهتى اظهار كرده او را شاكر ( 11 ) و خوشدل روانه گردانيده بود . در ذى القعده سال مذكور به دار السلطنهء هرات - [ صينت عن الافات و البليات ] - رسيده اخبار ايشان ( 12 ) به [ عز ]
هامش
( 1 ) . م و ل : آن .
( 2 ) . م و ل : گردون .
( 3 ) . ت : بوده است بررگتر شده .
( 4 ) . ت : مظفر و ندارد .
( 5 ) . ت : ولايت .
( 6 ) . ت : رعايت و نگاهداشت تمام نموده بودند .
( 7 ) . ت : نبشته .
( 8 ) . م و ل : اظهار و اذعان .
( 9 ) . ت : نبشته .
( 10 ) . م و ل : هم .
( 11 ) . ت : شاد كرد .
( 12 ) . ت : آنطرف .
( 1 ) جارحه : تانيث جارح ، برنده ، جراحتكننده ( آنندراج ) .
( 2 ) ظاهرا تا آن تاريخ نام « كرگدن » ناشناخته بوده است ، حافظ ابرو آن را كرگ خوانده است خواندمير در پايان جزء چهارم از مجلد سوم حبيب السير اطلاعاتى درباره كرگدن ارائه مىدهد . ص 692 .