به باد بردهند به اعتقاد صافى و اجتهاد وافى - متكلا على اللّه العزيز « 1 » - سمند براق اندام را به اقتحام چون سمندر ميان شعل آتش و نهنگ در غمرات موج دريا انداخت .
[ بيت ]
برقى گرفته بر كف و ابرى به پيش روى * ماهى نهاده بر سر و چرخى به زير ران
حمله آورد و حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - متعاقب آن با بهادران و مردان قول به مقدار پنج [ شش ] هزار سوار بر گستواندار و نهنگان آتش خوار همه ( 1 )
[ شعر ]
گردان نامدار و دليران نامجوى
[ بيت
از صف لشكر فكنده جنبش اندر دشت و كوه * وز تف خنجر فكنده جوشش اندر بحر و بر ]
گرد از صفهء اغبر به طارم اخضر افلاك رسانيد و بر روى هوا از تكاثف ( 2 ) غبار ابرى تيرهپيكر بلكه زمينى ( 3 ) ديگر پيدا آمد .
[ شعر ]
ز آواز اسبان و گرد سپاه * بشد روشنائى ز خورشيد و ماه
ستاره سنان بود و خورشيد تيغ * ز آهن زمين بود و از گرد ميغ
و از جوانب و اطراف افواج لشكرها در حركت آمدند و شرر كارزار از حضيض خاك به
هامش
( 1 ) . ت : به مقدار پنج شش ، بيت ، هزار مرد بر گستواندار همه .
( 2 ) . ت : تكاليف .
( 3 ) . ت : زمين .
( 1 ) متكلا على الله العزيز : متوكل به خداى بزرگ .