تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
زبان سرزنش دراز كرد تيرها را ( 1 ) از بيم لرزه بر اعضا افتاد . از طرفين حمله‌هاى تند بر يكديگر كردند [ و به زخم پيكان در دل سنگ و سندان آتش افروخت . حمله‌ها و ] كوشش بسيار نمود [ ند ] . از صداى كوس و نالهء ناى روئين فضاى جهان بانگ تندر گرفت و از نعل تكاوران روى خاك هلال نگار گشت و بر فلك از غبار مراكب ابر تيره قبه بست . شعر
ز آسيب نعل اسب تو اندر زمين جنگ * به آسمان زمين دگر سازد از غبار
سپاه تركمان از عاقبت ناديدن و ( 2 ) [ غايت ] دليرى و دلاورى ( 3 ) در صف جنگ و قتال بايستادند ، بيت
نه ناطق و همه منطق فروش چون طوطى * نه مردم و همه مردم نهاد چون نسناس « 1 »
هريك در موقف شجاعت آثار مردانگى اظهار مىكردند و از راه تصلف جرات و جسارت مىنمود [ ند ] و پيش سنان خونخوار سپر جلادت مىداشت و با كمال مخافت شمشير بسالت مىكشيد و در ميدان ضرر اسب خطر مىتاخت و عنان استبداد به سمند صرصرنژاد ( 4 ) مىداد و در ورطهء هلال رأيت ضلالت مىافراخت و در مقام اضطرار آتش پيكار مىافروخت . [ بيت ]
كه را بگذرد آب دريا ز فرق * به مار اندر آويزد از بيم غرق
و لشكر منصور از يمين و يسار حمله‌هاى تند كردند و از صداى كوس و ناله ناى
هامش
( 1 ) . ت : « تيرها را » ندارد . ( 2 ) . ت : عاقبت ناديدن ندارد . ( 3 ) . ت : بىعاقبتى . ( 4 ) . ت : انجاد . ( 1 ) نسناس : ديو مردم ، غول ( نفيسى ) .