تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠
به پشت ژنده‌فيلان بر نشسته ناوك‌اندازان * چو عفريتان آتش‌بار بر تلهاى خاكستر
جماعت تركمانان بعد از آنكه بر جنگ يك جهت شده دل بر مقاومت و مقاتلت نهاده و از فيلان به غايت متوهم بودند كه اسبان ايشان هرگز فيل نديده بودند . چند روز پيشتر تدبيرات انديشيده گاوان به قوت را جوالهاى كاه بار كردند و به چوبها و پلاسها آن را مشابه فيل ( 1 ) [ تعبيه مى ] ساخت و بعضى مجسم از گل فيلى مىساخت و آن را برگستوان مىپوشانيد و مردمان مسلح بر آن سوار مىگردانيد و آن مردمان مسلح شورى مىكردند و تركمانان ( 2 ) [ چند روز آن را مىراندند ] و اسبان بر آن مىدوانيد [ ند ] تا اسبان ايشان بر آن صورت معتاد شوند و از فيل نرمند . فى الجمله در اين چند ( 3 ) روز چون به يكديگر رسيدند ، بهادران طرفين و مبارزان جانبين در طرد و چالش « 1 » و ناورد و نالش « 2 » آمدند . از آواى طبل و صداى نعل و نعرهء كوس و نالهء كره‌ناى زمان و زمين چون رعد و برق در جوش و خروش آمد . آسياى طعن و ضرب گردان شد . از سحاب كمانها باران سهام « 3 » باريدن گرفت و تيغهاى فولاد چون صاعقه بارقه بدرفشيد از دمدمهء دمامه « 4 » و حمحمهء جياد و غلغلهء ( 4 ) اجناد ولوله در گروه و زلزله در كوه ( 5 ) افتاد .
ز هر سو طبل جنگى شد خروشان * به جوش آمد دل فولادپوشان خروش كوس و بانگ ناى برخاست * زمين چون آسمان از جاى برخاست
تير از كمان چون ژاله و باران روان كردند و به زخم پيكان در دل سنگ و سندان آتش افروخت . سپر با سر سروران سخت‌روئى پيش آورد و تيغها با گردن گردنان
هامش
( 1 ) . ت : پيل . ( 2 ) . ت : از « و بعضى مجسم از گل » تا اينجا ندارد . ( 3 ) . ت : ندارد . ( 4 ) . م و ل : غلبه . ( 5 ) . ت : معاصل . ( 1 ) چالش : جنگ و جدال ( نفيسى ) . ( 2 ) نالش و زارى ، فرياد و گريه با بانك ، ناليدن و شكوه ، شكايت ( نفيسى ) . ( 3 ) سهام : ج سهم ، تير ( غياث ) . ( 4 ) دمامه : كوس نونقاره ( نفيسى ) . نفير را نامند كه برادر كوچك كرناست ( برهان ) .