ديگر به اريلو فرود آمد و از آنجا به بركلك و از آنجا به سرپوش و در روز هفدهم به قرا كاروانسرا نزول افتاد . در آن محل امير محمد فضل اللّه از پيش اسفند رسيد و كيفيت ( 1 ) احوال ايشان به عرض رسانيد .
رايات همايون روز [ هيژدهم ] ( 2 ) به قرافوكه ( 3 ) و نوزدهم به قراباغ سه قلو ( 4 ) فرود آمدند . در آن منزل بابا حاجى از گرمرود و سهند ( 5 ) از عادل جواز به اردوى همايون پادشاه ( 6 ) رسيدند و عساكر منصوره روز بيستم ( 7 ) جمادى الاول از آب ارس عبور كرده [ و به قريه اروج ] در پاى ماسته كوه نزول افتاد .
ذكر فتح قلعه بايزيد « 1 » به مباركى ( 8 )
بعد از عبور از آب ارس عقباتى « 2 » كه با سدره « 3 » پهلو مىزد ، طى كرده از پاى ماسته كوه گذشته به جلگاى ارز آب « 4 » درآمدند . قلعهء بايزيد كه از قلاع نامدار آذربايجان است و اعتماد امير يوسف از مجموع حصونى كه در تصرف داشت ، بر آن پيشتر بود ، چنانچه در آن ايام كه خبر توجه رايات همايون شنيد ، ( 9 ) ذخاير و نفايس خود بدانجا فرستاد كه از آن حصنى حصينتر و معقلى منيعتر گمان نمىبرد و بعد از واقعهء او ، امير ( 10 ) اسفند كه اشجع اولاد امير يوسف ، آن قلعه را مادهء استهظار خود گردانيده متعلقان و نوكران خود را در آنجا نشانده بود و بىتكلف قلعهئى به بلندى و رفعت با سمك سماك « 5 » مقابل و به محكمى و رضانت « 6 » از سد سكندر ( 11 ) زيادهگوئى
هامش
( 1 ) . ت : گفت .
( 2 ) . م : ندارد ، ل : ديگر .
( 3 ) . ت : ندارد .
( 4 ) . ت : « سه قلو » ندارد .
( 5 ) . ل : سپهبد .
( 6 ) . ت : ندارد .
( 7 ) . ت : هيجدهم .
( 8 ) . ت : « به مباركى » ندارد .
( 9 ) . ت : رسيد .
( 10 ) . ت : ندارد .
( 11 ) . ت : بند اسكندر .
( 1 ) بايزيد : نام ناحيه و ولايتى در تركيه نزديك مرز قفقازيه و ايران ( دهخدا ) .
( 2 ) عقبات : ج عقبه ، راه دشوار در كوه ( غياث ) گردنه ( معين ) .
( 3 ) سدره : درخت كنار است بالاى آسمان هفتم آن سدرة المنتهى گويند . ( آنندراج ) .
( 4 ) ارزآب : موضعى است در بايزيد به شمال غربى شهرستان ماكو ( دهخدا ) .
( 5 ) سمك سماك : سمك : بلندى و ارتفاع - سمك سماك : بلندى ستارهء سماك .
( 6 ) رضانت : قوت ، محكمى ، استوارى ( دهخدا ) .