تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 763

مساهمون:

ص٧٦٣
از خار و خرسنگ خالى مىگردانيدند . چون از راههاى دشوار و معابر انهار ( 1 ) به امداد تائيدات ربانى و توقيعات ( 2 ) آسمانى بگذشتند و اشعه الويه « 1 » شاهزاده جهان پرتو نور ظفر شعار سايهء همايون بر آن ديار انداخت . صداى رعد طبل به ( 3 ) عيوق برآمد و دم ناى روئين و كوس حربى زلزله در كوه و ولوله در چرخ انداخت . [ شعر ]
ز آواز كوس و بانگ نفير و نواى ناى * گفتى دميد صور و قيامت شد آشكار نام‌آوران لشكر منصور جوق‌جوق * اطراف قلعه را بگرفتند استوار
ساكنان قلعه چون ديدند كه حضرت شهزاده با لشكرى گران و سپاهى بيكران از آن راههاى دشوار و معابر انهار ( 4 ) گذر فرمود و از فراز و نشيب آن كوههاى سخت و بيشه‌هاى پر درخت به آسانى بگذشت ، از هول و هيبت لشكر منصور دل از جان برداشته گفتند اگرچه اين قلعه با شهاب هم‌زانو و با عقاب هم‌پهلوست ، ما را با اين لشكر تاب مقاتلت و طاقت مقاومت نيست . با وجود حركة المذبوحى « 2 » نموده در مقام جلادت سپر وقاحت در روى كشيدند و به مكاوحت و منازعت پيش آمدند ، در ظاهر قلعه مجال فرود آمدن متعذر بود ، بهادران حضرت شهزاده محلى پيدا ساخته در برابر قلعه چپر بستند و در محلى ديگر بهادران و نوكران امير اعظم [ امير ] حسن صوفى چپر بسته ( 5 ) جنگ پيش بردند . اهل قلعه را از سطوت و شوكت لشكر منصور دل و دست از كار رفته كوششى عاجزانه مىنمودند . هر روز بل هر ساعت اهل حصار را از انواع نكال و عقوبت و اصناف ملالت و كلالت حقيقت تفسير
« فِي يَوْمٍ كانَ
هامش
( 1 ) . ت : ندارد . ( 2 ) . ت : توفيقات . ( 3 ) . م : طبل و غمام به . ( 4 ) . م : خونخوار . ( 5 ) . ت : « چپر بسته » ندارد . ( 1 ) الويه : ج لواء ، به معنى علمهاى فوج يعنى نشانه‌هاى لشكر ( دهخدا ) . ( 2 ) حركة المذبوحى : حركتى كه به قصد نجات از مضيقه انجام گيرد و ليكن نتيجه آن معكوس باشد .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 763 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )