شنبه شانزدهم ( 1 ) به بلدهء گنجه رسيدند . روز ديگر از گنجه گذشته به موضع جانور فرود آمد و از آن محل امراى عظام اميرزاده ابراهيم بن امير جهان شاه و امير محمد صوفى عمت معدلتهما به ايلغار حشمهاى قرامانيان مقرر شده رفتند و رايات همايون در دوشنبه هژدهم به قريه تنكور ( 2 ) رسيد و در نوزدهم به كمخاى و در بيستم به قراول تپه ( 3 ) سراى پرده همايون بازكشيدند . در آن منزل خبر رسيد كه اميرزاده اعظم اعدل جوانبخت اميرزاده بايسنغر [ خان ] - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - يار احمد را گرفته است . حضرت سلطنت شعارى از آنجا كوچ فرموده در روز بيست و دوم به طاوس خانى رسيد و در دوشنبه بيست و پنجم به حسن خانى فرود آمدند و در آن منزل يار احمد قرامان « 1 » را پيش ( 4 ) آوردند و آنچنان بود كه يار احمد چون به ( 5 ) امل مكذوب « 2 » كه حجاب تاريك عقل او بود مغرور
شعر
ويل لمغرور عصاك فانه * متعرض لمخالب ( 6 ) الضرغام « 3 »
متعلقان و نوكران يك جهت ( 7 ) خود [ را ] جمع گردانيده از گنجه به صوب گرجستان روانه شد و از بيشههاى پر درخت و راههاى سخت گذشته به قلعه اسفرزن كه در تصرف كاوس بود ، به جهت خويشى كه ميان ايشان بود ، ملجاء و پناه و مكمن و گريزگاه ساخته متعلقان خود را در آنجا برد . و اين اسفرزن « 4 » قلعهاى است از قلاع قديمى « و هى قلعة حصينة به نيت من صخره صما على قلة شما مشحونة برجال يغتنمون
هامش
( 1 ) . ت : روز سيزدهم .
( 2 ) . ت : سمنكور .
( 3 ) . ت : شه .
( 4 ) . ت : فرود .
( 5 ) . ت : چون يار احمد به .
( 6 ) . ت : بمخالب .
( 7 ) . ت : « يك جهت » ندارد .
( 1 ) يار احمد قرامان : يار احمد قرامان از قراميان يا آل قرامان است كه عدهاى از حكام تركمان مقيم شبه جزيره آناطولى مىباشند ( احسن التواريخ ص 641 ) .
( 2 ) مكذوب : دروغ ( منتهى الارب ) .
( 3 ) . . . الضرغام : واى به حال مغرورى كه نافرمانى كرده است ترا ، كه همانا او خود را در برابر پنجههاى شير قرار داده است .
( 4 ) اسفرزن : قلعه معروفى است در گرجستان ( دهخدا ) .