بسته به شرف ملازمت سرافراز شود . نوكر او را رعايت فرموده اجازت مراجعت دادند .
و در اين ايام اتفاق تزويج دختر اميرزاده اعظم اميرزاده ابا بكر بهادر با [ شهزاده ] خليل الله بن امير ( 1 ) شيخ ابراهيم اتفاق افتاد و صورت اين قضيه چنان بود كه :
ذكر تزويج بنت اميرزاده ابا بكر بهادر ( 2 ) با امير [ زاده ] خليل اللّه بن امير شيخ ابراهيم والى شروانات ( 3 ) و دربند ( 4 )
در محاربهئى كه امير يوسف را با اميرزاده ابا بكر بهادر اتفاق افتاد و اميرزاده ابا بكر منهزم شد ، بعضى از متعلقان او را فرصت آن نشد كه به وقت هزيمت همراه او بروند ، از آن جمله يكى دختر اميرزاده ابا بكر با پرستارى چند به دست امير يوسف افتاد . امير يوسف ايشان را به تعظيم تمام نگاه مىداشت و بعد از آن دختر بزرگ شد ، او را به عقد نكاح خود درآورده از جمله ( 5 ) خواتين به مزيد جاه و حرمت بگذشت . در اين ايام كه امير يوسف را واقعه رسيد و رايات همايون بدان ممالك درآمد ، متوجه اردوى اعلا گشته در قراباغ ( 6 ) شرف تقبيل عتبه عليا دريافت و به تربيت و نواخت پادشاهانه مخصوص شد و اميرزاده خليل الله بن امير شيخ ابراهيم از سر صدق نيت و صفاى عقيدت يك جهتى و اخلاص ( 7 ) ورزيده ملازم ركاب ميمون و اردوى همايون گشته به مزيد عنايت و عاطفت اختصاص يافت . بنابر رعايت و بزرگداشت آن كريمه را به دو نامزد فرموده نواب امير ( 8 ) خليل اللّه به ساختگى و اسباب ( 9 ) طوى مشغول گشتند و خاتون عظمى والدهء خليل الله كه مكرمهء عادله عاقله ( 10 ) بود به جهت تربيت و تجهيز اين مهم خطير بااستعداد پادشاهانه از ممالك شروان متوجه گشته برسيد . چون اسباب و ما يحتاج طوى مرتب و مهيا گشت ، قضات و ائمه را حاضر آورده آن درهء درج پادشاهى را با شاهزاده خليل اللّه در روز پنجشنبه
هامش
( 1 ) و ( 2 ) . ت : ندارد .
( 3 ) . ل : شيروانات .
( 4 ) . ت : از « بن امير شيخ . . . » تا اينجا ندارد .
( 5 ) و ( 7 ) . ت : ندارد .
( 6 ) . ت : در قشلاق .
( 8 ) . ت : « امير » ندارد .
( 9 ) . ت : به اسباب و ساختگى .
( 10 ) . ت : عاقله عادله .