دولتخواهى ( 1 ) نموده شرف زمين بوس دريافت و امراى عراق حاجى مسافر و كلانتران حشم زنگلو و حسين كلانتر تراكمه حضرتو و جنيد چارپردى مراسم خدمت و وظيفه عبوديت به تقديم رسانيد .
در چهاردهم ( 2 ) ذى الحجه شاهزاده خليل الله بن امير شيخ ابراهيم كه در شمايل و عادات او دلايل مردانگى و مخايل فرزانگى ظاهر و پيداست ( 3 ) و از حركات و سكنات او اساس ( 4 ) رشد و توسمخيز روشن و هويداست ، از ولايت شروان و شماخين متوجه زمين بوس گشته پيش بندگى حضرت رسيد . اقامت رسم بندگى و اثر اخلاص نمودن ظاهر گردانيده خدمت و پيشكش پادشاهانه به عرض رسانيد . سوابق خدمات آباء و اجداد را به لواحق نيكو بندگى مجدد گردانيده از بندگى حضرت به لطايف ترشيح و ترتيب اختصاص يافت و به نظر عنايت و عاطفت ملحوظ و محظوظ شد ، ( 5 ) حكومت و ايالت شروانات ( 6 ) برقرار سابق به دو ارزانى فرمود به انواع اعزاز و تشريف مخصوص و منصوص گشت .
[ شعر ]
سرى كه سوده شود بر زمين به خدمت تو * ز يك قبول تو تا حشر تاجدار بود
بعد از او برادرش شاهزاده ( 7 ) منوچهر كه از فرزندان امير شيخ ابراهيم به مزيد باس و نجدت ممتازست و به كمال شجاعت و بسالت مستثنى ، سعادت تقبيل بساط همايون دريافته خدمت و پيشكش ( 8 ) به عرض رسانيد و به نواخت و الطاف پادشاهانه [ اختصاص ] يافت ، هم در اين روز امير سيد احمد پسر امير سيد على ( 9 ) از ولايت شكى به شرايط طاعتدارى و اخلاص قيام نمود پيشكش ( 10 ) پادشاهانه ترتيب كرده سعادت مثول پيش سرير اعظم دريافت وظايف اخلاص به جاى آورد و به انواع عاطفت و سيورغاميشى ( 11 ) و كرامات و تشريفات گرانمايه مخصوص شد . امير قوستاى و سيد احمد قرامان و كلانتران تالشان ( 12 ) هم در اين ايام در مقام خدمت و عبوديت وظيفه بندگى به تقديم رسانيدند . عيسى برادر تيزك و پير على برادر عين الملك و
هامش
( 1 ) . ت : ندارد .
( 2 ) . ت : چاردهم .
( 3 ) . ل : هويدا .
( 4 ) . م و ل : ايناس ( ؟ ) .
( 5 ) . ت : گشت .
( 6 ) . ت : ندارد .
( 7 ) . ت : ندارد .
( 8 ) . ت : پيشكشى .
( 9 ) . ت : امير على .
( 10 ) . ت : پيشكشى .
( 11 ) . ت : سيورغاميشى .
( 12 ) . ت : با ايشان .