ذكر حالات و واقعات سنه اربع و عشرين و ثمانمايه . « 1 » حكايت قشلاق فرمودن حضرت - خلد اللّه سلطنته - در قراباغ اران و آنچه در آن ايام واقع شد . ( 1 )
به وقتى كه حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - به عزيمت قشلاق از موغان گذشته به قراباغ اران نزول فرمود ، ممالك آذربايجان و شروانات به فر دولت سلطانى سر مباهات به طارم چرخ برين سوده عروسوار به خلخال امن و جمعيت آراسته گشت . مقدمان و معتبران اطراف با اصناف تحف و و هدايا به حضرت اعلا كه قبله [ گاه ] مقبلان و كعبه دولتياران است ، شتافتند و بارگاه اشرف سجدهگاه صنايد و اشراف و بوسهجاى ( 2 ) ملوك نواحى و اكناف شد . سر سروران و گردن گردنكشان در ربقهء طاعت و حلقه عبوديت آمد و رقاب جباران و قهاران مذلل و مسخر اوامر و نواهى گشت .
شعر
دشمن نماند در همه عالم ترا كسى * پس گر كسى بماند مطيع و مسخرست
در خاك رفت هركه همى با تو سركشيد * او خاك بر سر است و ترا تاج بر سرست
در همان روز كه بندگى حضرت به ( 3 ) قشلاق قراباغ نزول فرمود ، پسر محمد دواتدار و كلانتران اوچ اغلان شرف بساط بوس دريافتند . روز ديگر امراى ممالك مصر با شيبك و غيرهم كه از سلطان مصر برگشته بودند ، زمين خدمت به لب ادب مقبل گردانيد و هم در اين روز سيدى از ولايت لرستان ( 4 ) كه پيشتر پيش امير ( 5 ) قرا يوسف آمده بود ، در اين ايام به نسبت بندگى حضرت اظهار اخلاص [ و يگانگى ] و
هامش
( 1 ) . ت : ذكر قشلاق فرمودن حضرت سلطنت شعارى در قراباغ اران و قضايائى كه در آن واقع شد ، ل : واقع شد و السلام .
( 2 ) . ت : گاه .
( 3 ) . ت : در .
( 4 ) . ت : از « كه از سلطان مصر . . . » تا اينجا ندارد .
( 5 ) . ت : « و دولتخواهى » ندارد .
( 1 ) اربع و عشرين و ثمانمايه : سال 824 .