محمد بهادر ( 1 ) متوجه خراسانات ( 2 ) شدند و حضرت امير و اميرزاده جهان و جهانيان - مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان در آن تاريخ عزيمت يورش به جانب مغولستان مصمم فرمود . حكم همايون به احضار لشكرها به نفاذ انجاميد و در اواسط جمادى الاخر سنه ثلاث ( 3 ) و عشرين و ثمانمايه از دار السلطنهء سمرقند رايات همايون به جانب آن طرف روانه گشت . در قرابولاق نزول فرمود و از امرا اسكندر و هرى ملك و بايزيد را با بعضى از لشكرها به طريق ايلغار روانه داشت و در حادى عشرين جمادى الاخر ملك اسلام از طرف مغول آمده به بساط بوس حضرت سلطانى مشرف شد و امراى مغول اظهار يك جهتى و دولتخواهى نموده عذرخواهى بسيار كرده بودند و طريقه انقياد سپرده حضرت مغيثى سلطانى به سبب آن معاودت فرموده در غره رجب [ المرجب ] به [ دار السلطنه ] سمرقند نزول فرمود .
ذكر ولادت [ مخدومزاده جهان ] اميرزاده ( 4 ) عبد الله « 1 » [ بن الغ بيك گوركان ] و آمدن اكابر و اغلانان از مغولستان پيش حضرت اميرزاده الغ بيك گوركان - خلد اللّه تعالى ملكه - ( 5 )
قبل از نزول حضرت سلطانزاده عالميان به دار السلطنهء سمرقند ، صدر الدين به حضرت سلطانى رسيد و بشارت رسانيدند كه :
شعر
طالع شد از سپهر شرف كوكب منير * خورشيد رأى و زهره رخ و مشترى ضمير
اگرچه حضرت سلطانى [ را ] - خلد اللّه ملكه و سلطانه ( 6 ) - تا حق سبحانه و
هامش
( 1 ) . ت : ندارد .
( 2 ) . ت : خراسان .
( 3 ) . م و ل و ت : به غلط « ثمان و عشرين » نوشته شده ، صحيح آن ، ثلاث و عشرين است .
( 4 ) . ت : « اميرزاده » ندارد .
( 5 ) . از « و آمدن اكابر و اغلانان . . . » تا اينجا ندارد .
( 6 ) . ت : « و سلطانه » ندارد .
( 1 ) عبد اللّه : عبد الله فرزند الغ بيك گوركان در خرد سالگى مرد ( - نسبنامه بخش اضافات ) .