چون خاطر [ خطير ] از كليات امور شهر و نواحى فارغ شد و به راى منير و تدبير صائب عرصهء ولايت ترتيب و نسقى ( 1 ) تمام گرفت ، ( 2 ) مطالب اصحاب حاجات و مآرب ارباب خيرات به يمن و نجاح مقرون گشت مهمات و مصالح و اغراض و مقاصد در حيز ( 3 ) حصول آوردند ، متوجه اردوى همايون گشته اكابر و اشراف را همراه خود گردانيده در اواخر ( 4 ) ذى الحجه سنه ثلاث ( 5 ) و عشرين به موضع قراباغ به اردوى همايون رسيد .
ذكر عزيمت امير و اميرزاده اعظم زيبندهء تاج و تخت [ شهزاده ] بايسنغر بهادر - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - به جانب قلعه گاورود ( 6 )
حضرت شهزاده - خلد اللّه تعالى ملكه - از ممالك تبريز عنان فتح و فيروزى به صوب قلعه گاو رود منعطف گردانيد و سبب اين عزيمت آن بود كه بابا حاجى پسر امير شيخ محمد تواچى نواحى گاو رود را متصرف شده بود و خود را در آن طرف حاكمى به استقلال مىدانست ( 7 ) و در زمان اميرزاده عمر ، امير جهان شاه بن - [ امير ] چاكو ، امير شيخ محمد را به قتل آورده بود و اميرزاده عمر بابا حاجى و جمعى را به سر امير جهانشاه فرستاده بود و فرموده كه چون امير جهانشاه را بگيريد ، پيش من آوريد . بعد از آنكه آن جمع بر امير جهانشاه مسلط شدند بعضى بابا حاجى را بر آن داشتند كه قصاص از لوازم دين و مردى است ، خاصه خون پدر ، او را غرور جوانى و داغ پدر با هم دست داده امير جهانشاه را به قتل آورد و بدين سبب چون اميرزاده عمر به طرف خراسان رفت ، بابا حاجى هم در آن ممالك ( 8 ) توقف نمود - و كيفيت اين وقايع مفصل و مشروح هم در اين مجلد معروض گشته
هامش
- ( - يادداشت دكتر عبد الحسين نوايى در احسن التواريخ ص 666 و نيز خانبابا بيانى ذيل جامع التواريخ ص 12 .
( 1 ) . ت : نسق .
( 2 ) . ت : بگرفت .
( 3 ) . ت : مقاصد و اغراض در حيز .
( 4 ) . ت : آخر .
( 5 ) . م و ت : ثلث .
( 6 ) . ت : ذكر عزيمت شهزاده بايسنغر سلطان - خلد اللّه ملكه - به طرف قلعه گاورود .
( 7 ) . ت : حاكمى مىدانست به استقلال .
( 8 ) . ت : مملكت .