تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
سرورى و سركشى بر سر نهاده گردن از ربقهء پيمان و پاى از دايرهء فرمان بيرون كشيده خود را در آن ممالك سلطانى با شوكت و پادشاهى به عظمت مىشمارد . امراى آن طرف امر او را مطيع و فرمان او را در آن نواحى مطاع ، حصون حصين ساخته و قلاع محكم و متين پرداخته ذخاير بسيار از اقطار امصار جمع آورده رسوم شرعيه مهمل و مختل گذاشته مساجد و رباع خير بىرونق مانده ايام و ليالى به فسق و فجور مستغرق گردانيده سوداى استقلال دماغ او را از جادهء اعتدال منحرف ساخته ، چون حقيقت صدق اين معانى رأى اعلا را روشن شد و فحواى اين كلمات به سمع مبارك رسيد ، خسرو پيروز جنگ كه پادشاهان پيش او بندگى نمايند و بندگان درگاه او پادشاهى كنند :
خسروان پيش او كمر بندند * همچو در پيش خسروان حجاب
از آن وقت باز كه سلطان سعيد شهيد مخدوم و مخدوم‌زاده عالم و عالميان اميران شاه گوركان - نور اللّه مرقده - را بر دست لشكر تركمان آن واقعه رسيد ، هميشه همت همايون بر انتقام از مخالفان و اخراج ممالك موروث از دست متعديان و متغلبان مصروف و موقوف بود ، فاما به سبب موانعى كه در اطراف ممالك محروسه به سبب اختلاف سران سپاه و دو هوائى اركان و اعيان مملكت به وقوع پيوست - چنانچه پيشتر مشروح و مفصل گشته است - مانع و وازع ركضت همايون بود . چون به عون عنايت يزدانى و تائيد دولت آسمانى تمامى بلاد از حدود ختاى تا اقصاى هند مسخر و مضبوط گشت و ضمير منير از كليات امور آن طرف فارغ آمد . قواعد ملك و ملت بر مقتضاى مشيت و امور دين و دولت در سلك ارادت متسق و منتظم شد : شعر
به روزگار تو ، آن انتظام يافت جهان * كه از حمايت چو بىنياز شد كافور ( 1 ) در آن مقام كه عدل تو افكند سايه * به قدر ذره بود آفتاب وقت ظهور
عزايم پادشاهانه كه قرين قضا و قدر و همنشين فتح و ظفر است ، به فتواى شرع و رخصت عقل بر تسخير عراق عرب و آذربايجان و تدمير لشكر تركمان تصميم
هامش
( 1 ) . ل : ندارد .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 712 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )