ذكر قضاياى سنه ثلاث و عشرين و ثمانمايه . ذكر قوشلامشى فرمودن بندگى حضرت سلطنت شعارى در مرو ( 1 )
چون شاه طارم نيلگون كه سلطان هفت اقليم گردون است :
[ شعر ]
رفت با طالع فرخنده ز كاخ كيوان * گوشه چتر برافراخت ز ماهى بر ماه
سورت لشكر سرماروى در انحطاط نهاد ، در غره صفر - ختم بالخير و الظفر « 1 » - كه افتتاح شهور سنه ثلث و عشرين و ثمانمايه بود ، رايات همايون به دار السلطنه هرات - صانها اللّه تعالى عن الافات و البليات - به طريق قوشلامشى بر صوب مرو روان گشته بعد از چندگاه كه به عيش و خرمى [ و جانور پرانيدن و يوز دوانيدن ] گذرانيدند ، به جلگاى بادغيس درآمده هوا و زمين آن ديار [ را ] به غبار مراكب و نعل مواكب ( 2 ) مكلل و مهلل گردانيد . بعد از آنكه چند روز در آن نواحى گذرانيدند ، عزيمت دار السلطنه فرموده به مقر عز خود نزول افضال و حلول اجلال ( 3 ) فرمود و به ساختگى سفر عراق و آذربايجان مشغول گشت .
ذكر يورش عراق و آذربايجان
« إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
* » « 2 »
هامش
( 1 ) . ت : ذكر قوشلاميشى و رفتن به بادغيس ، ل : قشلامشى .
( 2 ) . ت : غبار مواكب و نعل مراكب .
( 3 ) . ت : « و حلول اجلال » ندارد .
( * ) قسمتى از آيه 128 ، سوره 7 .
( 1 ) - ص 121 .
( 2 ) زمين متعلق به خداست و به هركس از بندگان خويش بخواهد وامىگذارد .