تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
خراسان فرستاد اظهار اذعان و انقياد و يك جهتى و اتحاد نموده ، بندگى حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه [ تعالى ] ملكه و سلطانه - فرستادگان او را تربيت و نوازش نموده امير حسن‌كا را كه به آداب رسالت و سفارت تجلى يافته و چند كرت در زمان حضرت صاحبقرانى - انار اللّه برهانه - پيش سلاطين بزرگ به سفارت رفته و شناختهء حضرت پادشاهان شده ، مصاحب ايلچى ( 1 ) ايشان روانه فرمود و به رسم اقتفاء « 1 » سنت نبوى و حديث مصطفوى - عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات - كه « تناكحوا توالدوا تكثروا » « 2 » از براى فرزند اعز اكرم امجد اشرف اميرزاده جوكى بهادر - طول اللّه عمره و ابد دولته « 3 » - كه نوباوهء باغ شاهى ( 2 ) و شكوفهء حديقه الطاف الهى است ، از عهد صبى و اوان طفوليت نسيم صباى شهريارى از رياض محاسن سير ( 3 ) و مكارم عادات او تبسم كرده و از مطلع عمر و ريعان شباب امارات جهانگشائى و عدوبندى در حركات و سكنات او تفرس نموده [ شعر ]
« فى المهد ينطق عن سعادة جده * اثر النجابة ساطع البرهان ترا به منزل ملك است روى و باش هنوز * كزين خجسته سفر در نخست فرسنگى چنين كه رنگ تو آميختست دست قدر * مبرهن است كه از بهر تاج و اورنگى
نه دايهء توفيق چنو فرزند در كنار روزگار پرورده و نه ديدهء سپهر چنو نوجوان ( 4 ) جوانبخت ديده ، دلايل رشد و نجابت از صفايح احوال او واضح و مخايل كمال و فطانت در محاسن افعال او لايح ، كريمه‌ئى از خاندان سلطنت و دودمان حكومت خواستارى نمود . چون محمد خان از اين معنى وقوف يافت ، به غايت مستظهر و شادمانه گشت .
هامش
( 1 ) . ت : ايلچيان . ( 2 ) . ت : پادشاهى . ( 3 ) . ت : ندارد . ( 4 ) . ت : جوان . ( 1 ) اقتفاء : در پى رفتن ، از پى رفتن ( دهخدا ) . ( 2 ) ازدواج كنيد ، فرزند بياوريد تا زياد شويد . ( 3 ) خداوند عمر او را طولانى و دولت او را ابدى گرداند .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 700 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )