تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢
بزرگ سپهر پيكر ( 1 ) گردون منظر و شادروان گردون محل كيوان مقر به فروش و اوانى خسروانى تزئين يافته و محل هريك از خواتين و گلين اغول « 1 » و شاهزادگان ( 2 ) به حسب مرتبه تعيين كردند . امرا و اركان دولت و ايلچيان اطراف هر يكى را ( 3 ) ساورى مقرر ، يساولان بر جنيبتهاى خاص نشسته به تير ياسال ياساق مىنمودند . سپهر سالخورده در مدت ادوار خود مثل آن مجلسى ياد نداشت و آن هر دو شاهزاده را كه يكى غنچه باغ سلطنت و ديگرى اختر برج شاهى ( 4 ) بود ، با همديگر بنشاندند . ( 5 ) شعر
اتفاق هر دو عالى كرد قدر تاج و تخت * و اتصال هر دو روشن كرد چشم ملك و دين ملك و دولت را به هر دو كرد بايد تهنيت * دين و دنيا را به هر دو گفت بايد آفرين
گفتى ماه و آفتاب در يك منزل قران كرده‌اند و زهره و مشترى را در يك برج اجتماع افتاده مجلس بزم از نيكوان سروقد گلنار خد و شاهدان ماه پيكر جوزاكمر كه بهار دلبرى و هلاك جان صابرى بودند و به جزع خونخوار و لعل شكربار روان را درد و دارو ، گفتى بستانى پر از گل و نسرين و سنبل و ياسمين است و يا آسمانى پر از مه و مشترى و زهره و پروين : شعر
همه شكر لب و بادام چشم و پسته دهن * بنفشه زلف و سمن عارضين و گل رخسار
مغنيان زهره الحان در نواخت رودها به نواهاى دلفريب سورت اندوه ( 6 ) از درون سينهء اهل مجلس بيرون مىبردند ، آرى :
هامش
( 1 ) . ت : نيكو . ( 2 ) . ت : شهزادگان . ( 3 ) . ل : را هر يكى . ( 4 ) . ت : پادشاهى . ( 5 ) . ت : بگشادند . ( 6 ) . ل : اندود . ( 1 ) گلين اغول : گلين در تركى به معنى بيوك و عروس ( دهخدا ) . اغول : ( تركى ) بچه .