تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
لواحق دوستى به سوابق دلجوئى پيوست و اسباب بيگانگى به لطف حال يگانگى بدل گردانيد . رياض عهد موانست از سر گرفته و قواعد ( 1 ) الفت به تازگى تقديم يافت و ضماير به وفا و سراير به صفا آراسته گشت . وسايل قرابت با قراين محبت دست درهم داد ، بناى مقدمات و داد به امداد مصاهرت رسوخ پذيرفت و عقد عقايد [ انتظام و عقد عقود ] استحكام يافت . مهد عاليه بلقيس زمان مهرنگار آقا ( 2 ) [ خانيكه ] دختر شمع جهان نبيرهء پادشاه خضر خواجه كه از كرام بنات و ابكار « 1 » مخدرات ، چشم و چراغ دودمان سلطنت و بيت القصيده خاندان مملكت بود و صيت جمال با صفت عصمت و كمال مشفوع ( 3 ) داشت ، جمعى از اركان و اعيان دولت و خواص و مقربان حضرت همراه او گردانيده با تجملى هرچه تمامتر از مغولستان نقل كردند . دختران پاكيزه منظر و خادمان ستوده سير ملازم گردانيد هودج عصمت پناهش در بيست و پنجم رمضان المبارك « عمت ميامنه » « 2 » فى سنه اثنى و عشرين و ثمانمايه به دار السلطنه هرات - صانها اللّه تعالى عن الافات و البليات - رسيدند . حضرت گردون بسطت مهد اعلا خداوند عالم نتيجه - مقدمات السعادات مفيضة امداد المبرات سلطانة الخواتين صفوة الدنيا و الدين عصمة الاسلام و المسلمين كنف الضعفا و المساكين المخصوص بغاية عناية ( 4 ) رب العالمين « 3 » - گوهرشاد آقا - ابد اللّه ظلال جلالها و بسط على الخافقين لوآء افضالها « 4 » اهتمام تمام فرموده طويهاى پادشاهانه ترتيب ساخته بفرمود تا جشنى چون بهشت برين به حور عين آراسته كردند ( 5 ) و مجلسى به سان باغ ارم به گلرخان چين و ختن زيب ( 6 ) و تزئين يافت . ابواب سرور و سلوت گشاده شده ( 7 ) و اسباب عيش و عشرت ساخته و آماده گشته به مقام باغ زاغان خرگاهها و سايه‌بانها سر به عيوق كشيد و در ميانه ( 8 ) اولنگ خرگاهى
هامش
( 1 ) . ت : از سر گرفته لواحق دوستى به سوابق دلجوئى پيوست و قواعد . ( 2 ) . ت : « آقا » ندارد . ( 3 ) . ت : ندارد . ( 4 ) . ت : المخصوص بعناية . ( 5 ) . ت : گردانيدند . ( 6 ) . ت : زينت . ( 7 ) . ت : گشته . ( 8 ) . ت : ميان . ( 1 ) ابكار : ج بكر ، دوشيزگان ، دختران ، دختران دوشيزه ( دهخدا ) . ( 2 ) همگانى باد بركات او . ( 3 ) مقدمهء خوشبختىها ، فيضان بخش امداد احسانها ، سلطان زنان برگزيدهء دنيا و دين ، عصمت اسلام و مسلمانان ، پناهگاه ضعفا و بينوايان اختصاص يافته ، به نهايت عنايت پروردگار جهانيان . ( 4 ) خداى سايه جلالش را ابدى گرداند و بگستراند بر خاور و باختر پرچم فضل او را .