تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
( 1 ) و بعد رو به « ابو مويهبه » كرد و گفت : كليد گنجينه‌هاى دنيا و زندگانى هميشهء آن را با كليدهاى بهشت به من سپردند و من ديدار پروردگار و بهشت جاويدان را پذيرفتم . « ابو مويهبه » گفت : فدايت شوم ، چرا كليدهاى دنيا را نگرفتى كه هميشه در آن بمانى و بعد در بهشت ديدار خداى را دريابى ؟ فرمود : نه ، به خدا قسم ، من ديدار پروردگار را خواستم . بعد براى مردگان بقيع درخواست آمرزش كرد و بخانه‌اش بازگشت . « 9 » در اين هنگام بيمارى پيغمبر آغاز شد و تبى همراه با دردسرى شديد او را فرا گرفت و اين بيمارى عارضهء خوراك مسمومى بود كه در خيبر به او داده بودند و خود ميفرمود : اين بيمارى در اثر غذائى است كه در خيبر به من دادند . « 10 » پيغمبر مىدانست كه از اين بيمارى بر نخواهد خواست و بسراى ديگر خواهد شتافت و در اين موقعيت حساس تنها چيزى كه توجهش را به خود معطوف ميداشت ، خالى كردن مدينه از گروه مخالفان بود و مصلحت دانست كه دشمنان على ( ع ) را از مدينه براى جنگ با روميان بيرون راند . فرماندهى سپاه مسلمين در مبارزه با ارتش روم را پيغمبر به « اسامة -
هامش
( 9 ) - سيرهء ابن هشام ، جلد 3 ، تاريخ طبرى ، جلد 3 و در جلد ششم بحار آمده است كه چون پيغمبر احساس بيمارى كرد دست على ( ع ) را گرفت و به همراه جمعى از مردم به گورستان بقيع رفت و براى آنها درخواست آمرزش فرمود . ( 10 ) - مستدرك حاكم ، جلد 3 .