غدير خم رسيد ، فرشتهء وحى بر او فرود آمد و پيام پروردگار بگزارد .
فرمان خدا به او دستور مىداد كه در آن بيابان از حركت بازايستد و در كنار آن بركهء آب فرود آيد و زمامدارى خلق را پس از خويش به جوانمرد پرفضيلت ، داماد و پسر عمويش على ( ع ) واگذارد تا پس از او در همهء امور مرجع مسلمانان باشد .
( 1 ) در اين فرمان آسمانى اهتمامى محتوم و الزامى بزرگ و سخت همراه بود و آيهء قرآنى چنين بيان مىداشت :
«
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
» « 5 » .
يعنى : اى پيامبر ! فرمانى را كه به تو داديم بمردم برسان كه اگر چنين نكنى تبليغ رسالت نكردهاى و بدان كه خداوند ترا از شرّ دشمنان نگه مىدارد .
پيامبر از چنين تهديدى نگران گرديد و از شترش پياده شد ، هوا بشدت گرم بود و يارانش بدورش جمع شدند و از امر مهمى كه موجب فرود در اين بيابان داغ و دور از آبادى شده بود پرسيدند . پيغمبر حقيقت امر را بيان داشت و دستور داد همگى كاروانيان فراهم آيند تا فرمان خدا را به آنها برساند و رسالت خداوندى را ابلاغ كند و دستور آسمانى را كه ملزم به اجراى آنست در همين جا بدون تأخير اجرا كند .
چون همهء كاروانيان اجتماع كردند پيغمبر با آنها نماز گزارد و پس از اداى فريضه دستور فرمود منبرى از جهاز شتران ترتيب دهند ، تودهء انبوه مسلمانان با التهابى فراوان بر گردش اجتماع كردند و تعداد
هامش
( 5 ) - سورهء مائده .