تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
آنها صد هزار نفر يا بيشتر بود . ( 1 ) پيغمبر پس از ستايش پروردگار ، مردم را بمبارزات خويش در راه اعلاى كلمهء حق توجه داد و از رنجها و سختىهائى كه در راه هدايت مردم تحمل كرده است ، سخن گفت و تعليماتى را كه از آسمان الهام خداوندى به آنها آموخته است بيان داشت و از آنها خواست كه هميشه كتاب خدا و خاندان او را پيشواى هدايت خود قرار دهند ، آنگاه فرمود : اى مردم ! آيا من بشما از خود شما نزديكتر و اولاتر نيستم ؟ گفتند چرا اى رسول خدا ! پيغمبر اين سؤال را تكرار ميكرد و مرتبا پاسخ مثبت مىشنيد . آنگاه على ( ع ) را بر دست خود بالا برد و فرمود : كسى را كه من رهبرم ، على ( ع ) پيشواست ، خدايا دوستانش را دوست و دشمنانش را دشمن بدار ، هر كس او را يارى كند ياريش كن و هر كس خوارش سازد ، خوارش گردان و حق را بر وجود او بگردان . « عمر بن خطاب » بحضور على ( ع ) آمد و گفت اى فرزند ابو طالب مباركت باد كه مولاى من و مولاى هر زن و مرد مسلمان شدى . « 6 » در چنين روزى كه براى هميشه در دنياى حقيقت و فضيلت جاويدان است ، خداوند بزرگ نعمتش را بر مردم تمام فرمود و اسلام را كامل ساخت و اين آيه بر رسول خويش نازل كرد :
هامش
( 6 ) - مسند احمد ، جلد 4 ، همچنين علامهء فقيه ( فقيد ) امينى در كتاب جاويدان « الغدير » اسناد متعدد اين داستان را ذكر كرده و ميگويد : در آن روز اديبان و شاعران مسلمان در فضيلت على ( ع ) اشعارى بليغ سرودند و سخنانى فراوان گفتند .