من ، به من رسيد « 2 » و چون در آن سال دو بار قرآن بر او عرضه شد ، دانست كه هنگام مرگش فرا رسيده است . « 3 »
( 1 ) او در راه هدايت مردم جانكاهترين رنجها و سختىها را تحمل كرده بود كه ديگران را هرگز ياراى برداشت آن نبود و اينك كه ميديد زمان انتقالش بديگر جهان فرا رسيده است بر آن شد كه دعوت پاكش را بپايان رساند و از خود فرمانى باقى گذارد كه پس از مرگش براى مسلمانان متضمن سعادت و نجات باشد .
پس عزم زيارت خانهء خدا كرد و به همين جهت آخرين حج او را « حجة الوداع » گفتهاند و اين سفر در دهمين سال هجرت رخ داد .
پيامبر طى اين سفر همه جا بين مردم مىگشت و ميفرمود :
اى مردم ! بين شما دو چيز گرانبها به يادگار ميگذارم ، كتاب خدا و خاندانم را . « 4 »
پيامبر با چنين سفارشى براى پيروانش روشى تعيين فرمود كه با توجه به آن هرگز گمراه نگردند و براى هميشه نيكبختى و پيروزى خود را دريابند .
( 2 )
داستان غدير
رسول خدا پس از پايان مراسم حج راهى مدينه شد و چون به
هامش
( 2 ) - مناقب ابن شهر آشوب ، جلد 1 .
( 3 ) - الخصائص الكبرى ، جلد 2 . و صحيح ترمذى ، جلد 2 .
( 4 ) - الخصائص الكبرى ، جلد 2 ، صحيح ترمذى ، جلد 2 .