( 1 ) امام در اين حال ، بيهوش شد و قلب حسن ( ع ) از شدت اندوه گداخت و سيلاب اشك تا آنجا كه در توان مژگانش بود فرو باريد و قطراتى از آن ، بر چهرهء امام چكيد ، امام ديدگانش را گشود و چون فرزندش را گريان ديد به تسكين و تسليتش پرداخت و فرمود :
پسرم ! چرا ميگريى از امروز بر پدرت ديگر اندوه و دردى نيست ، پسرم گريه مكن ، تو هم روزى با زهر شهيد ميشوى و برادرت حسين ( ع ) را هم ، با شمشير خواهند كشت .
آنگاه فرزندانش را بمكارم اخلاق وصيت فرمود و درسهاى ارزندهاى از زندگى به آنان آموخت ، اندرزهاى ارزندهء او متوجه فرزندانش حسن و حسين ( ع ) و ديگر فرزندانش و بالاخره همهء مسلمانان بود .
( 2 )
وصاياى امام ( ع )
شما فرزندانم را به پرهيزكارى و ترس از نافرمانى خدا سفارش ميكنم .
بدنبال دنيا نرويد اگر چه دنيا شما را بجويد و بخواهد .
اگر سرمايهء دنيا را از دست داديد ، اندوهگين نشويد .
سخن به حق بگوئيد و براى دريافت پاداش آخرت كار كنيد .
دشمن ستمكاران و يار ستمكشان باشيد .
من شما را و همهء فرزندانم را و هر كس را كه اين وصيتنامه به او ميرسد ، بتقوى و رعايت نظم در كارها و اصلاح بين جامعه سفارش ميكنم كه از جدّ شما ، پيامبر خدا شنيدم كه ميفرمود : « اصلاح بين مردم از